vivifications

[ایالات متحده]/ˌvɪvɪfɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌvɪvɪfɪˈkeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل بخشیدن به زندگی یا انرژی؛ فرآیند بیدار کردن یا زنده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

new vivifications

احیای جدید

spiritual vivifications

احیای معنوی

creative vivifications

احیای خلاقانه

cultural vivifications

احیای فرهنگی

vital vivifications

احیای حیاتی

social vivifications

احیای اجتماعی

artistic vivifications

احیای هنری

emotional vivifications

احیای احساسی

intellectual vivifications

احیای فکری

personal vivifications

احیای شخصی

جملات نمونه

the vivifications of art can inspire many people.

احیای هنر می‌تواند الهام‌بخش بسیاری از افراد باشد.

her vivifications of the past brought history to life.

احیای او از گذشته، تاریخ را زنده کرد.

vivifications in literature often reflect societal changes.

احیا در ادبیات اغلب بازتابی از تغییرات اجتماعی است.

the vivifications of nature are evident in spring.

احیای طبیعت در بهار آشکار است.

his vivifications of traditional music attracted a new audience.

احیای او از موسیقی سنتی، مخاطبان جدیدی را جذب کرد.

vivifications in technology can lead to innovative solutions.

احیا در فناوری می‌تواند منجر به راه حل‌های نوآورانه شود.

the festival celebrated the vivifications of cultural heritage.

جشنواره، احیای میراث فرهنگی را جشن گرفت.

vivifications of personal growth are essential for success.

احیای رشد شخصی برای موفقیت ضروری است.

community projects can lead to vivifications of local traditions.

پروژه‌های جامعه می‌توانند منجر به احیای سنت‌های محلی شوند.

vivifications in education can enhance student engagement.

احیا در آموزش می‌تواند تعامل دانش‌آموزان را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید