vlog

[ایالات متحده]/vlɒg/
[بریتانیا]/vlɑːg/

ترجمه

n. یک وبلاگ ویدئویی یا وبلاگی که حاوی محتوای ویدئویی است

عبارات و ترکیب‌ها

watch vlog

تماشای وی‌لاگ

make vlog

ساخت وی‌لاگ

vlog channel

کانال وی‌لاگ

daily vlog

وی‌لاگ روزانه

travel vlog

وی‌لاگ سفر

vlog star

ستاره وی‌لاگ

famous vlog

وی‌لاگ معروف

new vlog

وی‌لاگ جدید

vlog topic

موضوع وی‌لاگ

جملات نمونه

she started vlogging about her daily life.

او شروع به انتشار ویدیو درباره زندگی روزمره خود کرد.

his vlog has millions of subscribers.

کانال او میلیون‌ها مشترک دارد.

i love watching travel vlogs.

من عاشق تماشای ویدیوهای سفر هستم.

they collaborated on a cooking vlog.

آنها در یک کانال آشپزی با هم همکاری کردند.

the vlog features behind-the-scenes footage.

کانال شامل تصاویر پشت صحنه است.

he vlogs about his gaming experiences.

او در مورد تجربیات بازی خود ویدیو منتشر می‌کند.

her vlog is known for its humor.

کانال او به خاطر طنز شناخته شده است.

the vlog helped her build a loyal following.

کانال به او کمک کرد تا دنبال کنندگان وفاداری جذب کند.

they created a vlog to document their journey.

آنها یک کانال برای مستند کردن سفر خود ایجاد کردند.

his vlog has become a successful business venture.

کانال او به یک فرصت تجاری موفق تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید