| جمع | vocables |
vocable list
لیست واژگان
vocable meaning
معنی واژه
vocable usage
نحوه استفاده از واژه
vocable definition
تعریف واژه
vocable recognition
تشخیص واژه
vocable analysis
تجزیه و تحلیل واژه
vocable study
مطالعه واژه
vocable form
فرم واژه
vocable choice
انتخاب واژه
vocable exercise
تمرین واژه
he used a vocable to express his feelings.
او از یک واژه برای بیان احساسات خود استفاده کرد.
in linguistics, a vocable can refer to any sound used in speech.
در زبانشناسی، یک واژه میتواند به هر صدایی که در گفتار استفاده میشود اشاره کند.
she learned a new vocable in her language class.
او یک واژه جدید را در کلاس زبان خود یاد گرفت.
using a vocable can help clarify your message.
استفاده از یک واژه میتواند به روشن شدن پیام شما کمک کند.
he struggled to find the right vocable for his thoughts.
او برای یافتن واژهای مناسب برای افکارش تلاش کرد.
a vocable may not always have a direct translation.
یک واژه ممکن است همیشه ترجمه مستقیمی نداشته باشد.
in poetry, a vocable can evoke strong emotions.
در شعر، یک واژه میتواند احساسات قوی را برانگیزد.
she created a unique vocable for her brand.
او یک واژه منحصر به فرد برای برند خود ایجاد کرد.
understanding the meaning of a vocable is crucial for communication.
درک معنای یک واژه برای برقراری ارتباط بسیار مهم است.
he often uses a vocable that resonates with his audience.
او اغلب از واژهای استفاده میکند که با مخاطبانش همخوانی دارد.
vocable list
لیست واژگان
vocable meaning
معنی واژه
vocable usage
نحوه استفاده از واژه
vocable definition
تعریف واژه
vocable recognition
تشخیص واژه
vocable analysis
تجزیه و تحلیل واژه
vocable study
مطالعه واژه
vocable form
فرم واژه
vocable choice
انتخاب واژه
vocable exercise
تمرین واژه
he used a vocable to express his feelings.
او از یک واژه برای بیان احساسات خود استفاده کرد.
in linguistics, a vocable can refer to any sound used in speech.
در زبانشناسی، یک واژه میتواند به هر صدایی که در گفتار استفاده میشود اشاره کند.
she learned a new vocable in her language class.
او یک واژه جدید را در کلاس زبان خود یاد گرفت.
using a vocable can help clarify your message.
استفاده از یک واژه میتواند به روشن شدن پیام شما کمک کند.
he struggled to find the right vocable for his thoughts.
او برای یافتن واژهای مناسب برای افکارش تلاش کرد.
a vocable may not always have a direct translation.
یک واژه ممکن است همیشه ترجمه مستقیمی نداشته باشد.
in poetry, a vocable can evoke strong emotions.
در شعر، یک واژه میتواند احساسات قوی را برانگیزد.
she created a unique vocable for her brand.
او یک واژه منحصر به فرد برای برند خود ایجاد کرد.
understanding the meaning of a vocable is crucial for communication.
درک معنای یک واژه برای برقراری ارتباط بسیار مهم است.
he often uses a vocable that resonates with his audience.
او اغلب از واژهای استفاده میکند که با مخاطبانش همخوانی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید