voicer

[ایالات متحده]/ˈvɔɪsə(r)/
[بریتانیا]/ˈvɔɪsər/

ترجمه

n. یک فرد که صحبت می‌کند یا دیدگاه می‌اندازد، مانند یک پخش‌کننده رادیویی یا گوینده.
Word Forms
جمعvoicers

عبارات و ترکیب‌ها

the voicer

دیالوگ‌گو

skilled voicer

دیالوگ‌گو ماهر

male voicer

دیالوگ‌گو مرد

female voicer

دیالوگ‌گو زن

cartoon voicer

دیالوگ‌گو کارتون

جملات نمونه

the email voicer recorded a clear message for the automated system.

ویس آویس ایمیل یک پیام واضح برای سیستم خودکار ضبط کرد.

we need a professional voicer for the narration project.

ما نیاز به یک ویس آویس حرفه ای برای پروژه داستان گویی داریم.

the voice over voicer delivered the lines perfectly.

ویس آویس وویس اور خطوط را به طور کامل ارائه داد.

she hired a native voicer for the thai advertisement.

او یک ویس آویس سکونت زنده برای تبلیغات تایلی استخدام کرد.

the radio voicer announced the breaking news.

ویس آویس رادیو خبر شکسته را اعلام کرد.

a talented voicer artist worked on the documentary.

یک هنرمند ویس آویس ماهر روی دوکومنتوری کار کرد.

the commercial voicer has a distinctive tone.

ویس آویس تبلیغاتی دارای یک نغمه متمایز است.

the voicer talent auditioned for the animation.

талант ویس آویس برای انیمیشن مصاحبه داد.

our company employs trained voicers for customer service.

شرکت ما از ویس آویس های آموزش دیده برای خدمات مشتری استفاده می کند.

the voicer actor provided voices for the video game characters.

هیئت ویس آویس برای شخصیت های بازی ویدیویی صدایی فراهم کرد.

the studio selected a voicer with a warm, friendly voice.

استودیو یک ویس آویس را انتخاب کرد که دارای یک صدای گرم و دوست داشتنی است.

the experienced voicer recorded the audiobook narration.

ویس آویس تجربه دار نثر کتاب صوتی را ضبط کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید