volcanologist study
مطالعات زمینشناس آتشفشان
volcanologist report
گزارش زمینشناس آتشفشان
volcanologist findings
یافتههای زمینشناس آتشفشان
volcanologist team
گروه زمینشناسان آتشفشان
volcanologist research
تحقیقات زمینشناسان آتشفشان
volcanologist expert
زمینشناس آتشفشان متخصص
volcanologist observation
مشاهدات زمینشناس آتشفشان
volcanologist analysis
تجزیه و تحلیل زمینشناس آتشفشان
volcanologist equipment
تجهیزات زمینشناس آتشفشان
volcanologist training
آموزش زمینشناس آتشفشان
the volcanologist studied the recent eruptions.
زلزلهشناس فورانهای اخیر را مطالعه کرد.
she became a volcanologist after years of education.
او پس از سالها تحصیل به یک زلزلهشناس تبدیل شد.
the volcanologist presented her findings at the conference.
زلزلهشناس یافتههای خود را در کنفرانس ارائه کرد.
volcanologists monitor seismic activity closely.
زلزلهشناسان به دقت فعالیتهای لرزهای را رصد میکنند.
his dream is to work as a volcanologist in hawaii.
رویای او این است که به عنوان یک زلزلهشناس در هاوایی کار کند.
the volcanologist collected samples from the lava flow.
زلزلهشناس نمونههایی از جریان گداز جمعآوری کرد.
volcanologists use technology to predict eruptions.
زلزلهشناسان از فناوری برای پیشبینی فورانها استفاده میکنند.
she is a renowned volcanologist recognized worldwide.
او یک زلزلهشناس مشهور است که در سراسر جهان شناخته شده است.
the volcanologist explained the dangers of volcanic ash.
زلزلهشناس خطرات خاکستر آتشفشانی را توضیح داد.
volcanologists often collaborate with geologists for research.
زلزلهشناسان اغلب برای تحقیق با زمینشناسان همکاری میکنند.
volcanologist study
مطالعات زمینشناس آتشفشان
volcanologist report
گزارش زمینشناس آتشفشان
volcanologist findings
یافتههای زمینشناس آتشفشان
volcanologist team
گروه زمینشناسان آتشفشان
volcanologist research
تحقیقات زمینشناسان آتشفشان
volcanologist expert
زمینشناس آتشفشان متخصص
volcanologist observation
مشاهدات زمینشناس آتشفشان
volcanologist analysis
تجزیه و تحلیل زمینشناس آتشفشان
volcanologist equipment
تجهیزات زمینشناس آتشفشان
volcanologist training
آموزش زمینشناس آتشفشان
the volcanologist studied the recent eruptions.
زلزلهشناس فورانهای اخیر را مطالعه کرد.
she became a volcanologist after years of education.
او پس از سالها تحصیل به یک زلزلهشناس تبدیل شد.
the volcanologist presented her findings at the conference.
زلزلهشناس یافتههای خود را در کنفرانس ارائه کرد.
volcanologists monitor seismic activity closely.
زلزلهشناسان به دقت فعالیتهای لرزهای را رصد میکنند.
his dream is to work as a volcanologist in hawaii.
رویای او این است که به عنوان یک زلزلهشناس در هاوایی کار کند.
the volcanologist collected samples from the lava flow.
زلزلهشناس نمونههایی از جریان گداز جمعآوری کرد.
volcanologists use technology to predict eruptions.
زلزلهشناسان از فناوری برای پیشبینی فورانها استفاده میکنند.
she is a renowned volcanologist recognized worldwide.
او یک زلزلهشناس مشهور است که در سراسر جهان شناخته شده است.
the volcanologist explained the dangers of volcanic ash.
زلزلهشناس خطرات خاکستر آتشفشانی را توضیح داد.
volcanologists often collaborate with geologists for research.
زلزلهشناسان اغلب برای تحقیق با زمینشناسان همکاری میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید