voltmete

[ایالات متحده]/vəʊltˈmiːtə/
[بریتانیا]/voʊltˈmiːtər/

ترجمه

n. یک دستگاه برای اندازه گیری تفاوت پتانسیل الکتریکی بین دو نقطه در یک مدار الکتریکی
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیvoltmeter

جملات نمونه

use a digital voltmeter to measure the battery voltage.

از یک ولت‌متر دیجیتال برای اندازه‌گیری ولتاژ باتری استفاده کنید.

connect the voltmeter probes to the circuit terminals.

پروب‌های ولت‌متر را به پایانه‌های مدار متصل کنید.

the voltmeter reading shows 12.6 volts.

خواندن ولت‌متر 12.6 ولت را نشان می‌دهد.

an analog voltmeter displays the voltage with a needle.

یک ولت‌متر آنالوگ با استفاده از یک نیزه ولتاژ را نمایش می‌دهد.

calibrate the voltmeter before taking measurements.

قبل از انجام اندازه‌گیری‌ها، ولت‌متر را کالیبره کنید.

the voltmeter indicates a voltage drop across the resistor.

ولت‌متر کاهش ولتاژ را از طریق مقاومت نشان می‌دهد.

set the voltmeter to ac mode for household outlets.

برای شکاف‌های خانگی، ولت‌متر را به حالت AC تنظیم کنید.

a faulty voltmeter can give incorrect readings.

یک ولت‌متر معیوب ممکن است خواندن‌های نادرست ارائه دهد.

touch the voltmeter leads to the positive and negative terminals.

سیم‌های ولت‌متر را به پایانه‌های مثبت و منفی بزنید.

the voltmeter shows zero voltage when the circuit is open.

وقتی مدار باز است، ولت‌متر ولتاژ صفر را نشان می‌دهد.

replace the voltmeter batteries when the display dims.

وقتی نمایشگر کم نور می‌شود، باتری‌های ولت‌متر را جایگزین کنید.

use a high-voltage voltmeter for industrial applications.

برای کاربردهای صنعتی، از یک ولت‌متر با ولتاژ بالا استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید