vomituss treatment
درمان استفراغ
vomituss symptoms
علائم استفراغ
vomituss relief
تسکین استفراغ
vomituss causes
علت استفراغ
vomituss medication
داروی استفراغ
vomituss diagnosis
تشخیص استفراغ
vomituss prevention
جلوگیری از استفراغ
vomituss management
مدیریت استفراغ
vomituss cure
درمان قطعی استفراغ
vomituss analysis
تجزیه و تحلیل استفراغ
he felt nauseous and had to take a vomituss.
او احساس تهوع کرد و مجبور شد یک داروی ضد تهوع مصرف کند.
the doctor prescribed a vomituss to help with the symptoms.
پزشک داروی ضد تهوع برای کمک به علائم تجویز کرد.
after the long journey, she needed a vomituss to settle her stomach.
بعد از سفر طولانی، او برای تسکین معدهاش به یک داروی ضد تهوع نیاز داشت.
he always carries a vomituss when traveling by boat.
او همیشه هنگام سفر با قایق یک داروی ضد تهوع همراه دارد.
the vomituss worked quickly to relieve her discomfort.
داروی ضد تهوع به سرعت برای رفع ناراحتی او عمل کرد.
it's important to have a vomituss on hand during a cruise.
در طول کروز داشتن یک داروی ضد تهوع در دسترس مهم است.
he took a vomituss before the roller coaster ride.
او قبل از سواری با قطار کوستر یک داروی ضد تهوع مصرف کرد.
the pharmacist recommended a specific vomituss for motion sickness.
داروساز یک داروی ضد تهوع خاص برای تهوع سفر توصیه کرد.
she was advised to take a vomituss after her surgery.
به او توصیه شد بعد از جراحی خود یک داروی ضد تهوع مصرف کند.
using a vomituss can help prevent nausea during chemotherapy.
استفاده از یک داروی ضد تهوع می تواند به جلوگیری از تهوع در طول شیمی درمانی کمک کند.
vomituss treatment
درمان استفراغ
vomituss symptoms
علائم استفراغ
vomituss relief
تسکین استفراغ
vomituss causes
علت استفراغ
vomituss medication
داروی استفراغ
vomituss diagnosis
تشخیص استفراغ
vomituss prevention
جلوگیری از استفراغ
vomituss management
مدیریت استفراغ
vomituss cure
درمان قطعی استفراغ
vomituss analysis
تجزیه و تحلیل استفراغ
he felt nauseous and had to take a vomituss.
او احساس تهوع کرد و مجبور شد یک داروی ضد تهوع مصرف کند.
the doctor prescribed a vomituss to help with the symptoms.
پزشک داروی ضد تهوع برای کمک به علائم تجویز کرد.
after the long journey, she needed a vomituss to settle her stomach.
بعد از سفر طولانی، او برای تسکین معدهاش به یک داروی ضد تهوع نیاز داشت.
he always carries a vomituss when traveling by boat.
او همیشه هنگام سفر با قایق یک داروی ضد تهوع همراه دارد.
the vomituss worked quickly to relieve her discomfort.
داروی ضد تهوع به سرعت برای رفع ناراحتی او عمل کرد.
it's important to have a vomituss on hand during a cruise.
در طول کروز داشتن یک داروی ضد تهوع در دسترس مهم است.
he took a vomituss before the roller coaster ride.
او قبل از سواری با قطار کوستر یک داروی ضد تهوع مصرف کرد.
the pharmacist recommended a specific vomituss for motion sickness.
داروساز یک داروی ضد تهوع خاص برای تهوع سفر توصیه کرد.
she was advised to take a vomituss after her surgery.
به او توصیه شد بعد از جراحی خود یک داروی ضد تهوع مصرف کند.
using a vomituss can help prevent nausea during chemotherapy.
استفاده از یک داروی ضد تهوع می تواند به جلوگیری از تهوع در طول شیمی درمانی کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید