vomituss

[ایالات متحده]/ˈvɒmɪtəs/
[بریتانیا]/ˈvɑːmɪtəs/

ترجمه

n. عمل استفراغ؛ ماده‌ای که در حین استفراغ خارج می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

vomituss treatment

درمان استفراغ

vomituss symptoms

علائم استفراغ

vomituss relief

تسکین استفراغ

vomituss causes

علت استفراغ

vomituss medication

داروی استفراغ

vomituss diagnosis

تشخیص استفراغ

vomituss prevention

جلوگیری از استفراغ

vomituss management

مدیریت استفراغ

vomituss cure

درمان قطعی استفراغ

vomituss analysis

تجزیه و تحلیل استفراغ

جملات نمونه

he felt nauseous and had to take a vomituss.

او احساس تهوع کرد و مجبور شد یک داروی ضد تهوع مصرف کند.

the doctor prescribed a vomituss to help with the symptoms.

پزشک داروی ضد تهوع برای کمک به علائم تجویز کرد.

after the long journey, she needed a vomituss to settle her stomach.

بعد از سفر طولانی، او برای تسکین معده‌اش به یک داروی ضد تهوع نیاز داشت.

he always carries a vomituss when traveling by boat.

او همیشه هنگام سفر با قایق یک داروی ضد تهوع همراه دارد.

the vomituss worked quickly to relieve her discomfort.

داروی ضد تهوع به سرعت برای رفع ناراحتی او عمل کرد.

it's important to have a vomituss on hand during a cruise.

در طول کروز داشتن یک داروی ضد تهوع در دسترس مهم است.

he took a vomituss before the roller coaster ride.

او قبل از سواری با قطار کوستر یک داروی ضد تهوع مصرف کرد.

the pharmacist recommended a specific vomituss for motion sickness.

داروساز یک داروی ضد تهوع خاص برای تهوع سفر توصیه کرد.

she was advised to take a vomituss after her surgery.

به او توصیه شد بعد از جراحی خود یک داروی ضد تهوع مصرف کند.

using a vomituss can help prevent nausea during chemotherapy.

استفاده از یک داروی ضد تهوع می تواند به جلوگیری از تهوع در طول شیمی درمانی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید