wafture

[ایالات متحده]/wɒftʃə/
[بریتانیا]/wɑːftʃər/

ترجمه

n. عمل وزیدن یا شناور شدن به آرامی؛ یک مورد از چیزی که وزیده می‌شود
Word Forms
جمعwaftures

عبارات و ترکیب‌ها

gentle wafture

آرامش ملایم

sweet wafture

آرامش شیرین

soft wafture

آرامش لطیف

pleasant wafture

آرامش دلپذیر

fragrant wafture

آرامش خوشبو

cool wafture

آرامش خنک

warm wafture

آرامش گرم

fresh wafture

آرامش تازه

delicate wafture

آرامش ظریف

subtle wafture

آرامش ظریف

جملات نمونه

the wafture of freshly baked bread filled the air.

بوی تازه نان پخته شده هوا را پر کرد.

she noticed the wafture of perfume as he walked by.

او متوجه بوی عطر شد وقتی که او از کنارش رد شد.

the wafture of smoke indicated a fire nearby.

بوی دود نشان دهنده آتش سوزی نزدیک بود.

we could sense the wafture of flowers in the garden.

ما می توانستیم بوی گل ها را در باغ حس کنیم.

the wafture of spices made the kitchen inviting.

بوی ادویه ها آشپزخانه را دلپذیر می کرد.

as the breeze blew, the wafture of the ocean was refreshing.

همانطور که نسیم می وزید، بوی اقیانوس دلپذیر بود.

the wafture of autumn leaves created a nostalgic feeling.

بوی برگ های پاییزی احساس نوستالژیک ایجاد کرد.

he enjoyed the wafture of coffee in the morning.

او از بوی قهوه در صبح لذت می برد.

the wafture of incense filled the temple.

بوی بخور معبد را پر کرد.

the wafture of rain brought a sense of calm.

بوی باران حسی از آرامش را به ارمغان آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید