| جمع | wahoos |
wahoo moment
لحظه واهو
wahoo party
جشن واهو
wahoo weekend
آخر هفته واهو
wahoo celebration
جشنواره واهو
wahoo experience
تجربه واهو
wahoo adventure
ماجراجویی واهو
wahoo feeling
احساس واهو
wahoo cheer
تشویق واهو
wahoo vibe
فضای واهو
wahoo thrill
هیجان واهو
wahoo! we finally made it to the top of the mountain.
وای! بالاخره به بالای کوه رسیدیم.
when i saw the fireworks, i couldn't help but shout, "wahoo!"
وقتی آتشبازی را دیدم، نتوانستم جلوی فریاد زدن، "وای!" را بگیرم.
she jumped up and down, exclaiming, "wahoo, this is amazing!"
او بالا و پایین پرید و با هیجان گفت: "وای، این فوق العاده است!"
after winning the game, the team celebrated with a loud, "wahoo!"
بعد از بردن بازی، تیم با فریاد بلند "وای!" جشن گرفت.
wahoo! i just got an a on my exam!
وای! من در امتحانم نمره الف گرفتم!
as the roller coaster dropped, everyone screamed, "wahoo!"
همانطور که قطار کوهستانی در حال سقوط بود، همه فریاد زدند: "وای!"
they cheered, "wahoo!" as the concert started.
همانطور که کنسرت شروع شد، آنها با فریاد "وای!" تشویق کردند.
wahoo! this is the best day ever!
وای! این بهترین روزهاست!
he exclaimed, "wahoo!" when he saw the surprise party.
وقتی مهمانی غافلگیری را دید، با هیجان گفت: "وای!"
wahoo! i can't believe we did it!
وای! باورم نمیشه که ما این کار رو انجام دادیم!
wahoo moment
لحظه واهو
wahoo party
جشن واهو
wahoo weekend
آخر هفته واهو
wahoo celebration
جشنواره واهو
wahoo experience
تجربه واهو
wahoo adventure
ماجراجویی واهو
wahoo feeling
احساس واهو
wahoo cheer
تشویق واهو
wahoo vibe
فضای واهو
wahoo thrill
هیجان واهو
wahoo! we finally made it to the top of the mountain.
وای! بالاخره به بالای کوه رسیدیم.
when i saw the fireworks, i couldn't help but shout, "wahoo!"
وقتی آتشبازی را دیدم، نتوانستم جلوی فریاد زدن، "وای!" را بگیرم.
she jumped up and down, exclaiming, "wahoo, this is amazing!"
او بالا و پایین پرید و با هیجان گفت: "وای، این فوق العاده است!"
after winning the game, the team celebrated with a loud, "wahoo!"
بعد از بردن بازی، تیم با فریاد بلند "وای!" جشن گرفت.
wahoo! i just got an a on my exam!
وای! من در امتحانم نمره الف گرفتم!
as the roller coaster dropped, everyone screamed, "wahoo!"
همانطور که قطار کوهستانی در حال سقوط بود، همه فریاد زدند: "وای!"
they cheered, "wahoo!" as the concert started.
همانطور که کنسرت شروع شد، آنها با فریاد "وای!" تشویق کردند.
wahoo! this is the best day ever!
وای! این بهترین روزهاست!
he exclaimed, "wahoo!" when he saw the surprise party.
وقتی مهمانی غافلگیری را دید، با هیجان گفت: "وای!"
wahoo! i can't believe we did it!
وای! باورم نمیشه که ما این کار رو انجام دادیم!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید