wallahs

[ایالات متحده]/wɑːˈlɑː/
[بریتانیا]/wɑːˈlɑː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص مهم یا مدیر کسب و کار; یک شخص مهم یا مدیر کسب و کار

عبارات و ترکیب‌ها

food wallah

فروشنده غذا

taxi wallah

راننده تاکسی

chai wallah

چای‌ساز

bicycle wallah

تعمیرکار دوچرخه

fruit wallah

فروشنده میوه

curry wallah

سرخ‌کن

sweet wallah

فروشنده شیرینی

book wallah

فروشنده کتاب

clothes wallah

فروشنده لباس

ice wallah

فروشنده یخ

جملات نمونه

he finished his work, wallah, just in time for dinner.

او کارش را تمام کرد، به خدا، درست به موقع شام.

she said she would come, wallah, i hope she keeps her promise.

او گفت که خواهد آمد، به خدا، امیدوارم به قولش عمل کند.

it was a beautiful day, wallah, perfect for a picnic.

چه روز زیبایی بود، به خدا، برای پیک نیک عالی بود.

he won the game, wallah, it was an incredible match.

او بازی را برد، به خدا، مسابقه باورنکردنی بود.

they arrived late, wallah, but the party was still going strong.

آنها دیر رسیدند، به خدا، اما هنوز جشن به شدت در حال جریان بود.

she cooked a delicious meal, wallah, everyone loved it.

او یک غذای خوشمزه پخت، به خدا، همه آن را دوست داشتند.

he solved the problem, wallah, it was quite tricky.

او مشکل را حل کرد، به خدا، کاملاً پیچیده بود.

they launched the project, wallah, and the results were amazing.

آنها پروژه را راه اندازی کردند، به خدا، و نتایج شگفت انگیز بودند.

the concert was fantastic, wallah, i enjoyed every moment.

اجرا فوق العاده بود، به خدا، از هر لحظه لذت بردم.

she found a great deal, wallah, it was a steal!

او یک معامله عالی پیدا کرد، به خدا، یک دزدی بود!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید