food wallah
فروشنده غذا
taxi wallah
راننده تاکسی
chai wallah
چایساز
bicycle wallah
تعمیرکار دوچرخه
fruit wallah
فروشنده میوه
curry wallah
سرخکن
sweet wallah
فروشنده شیرینی
book wallah
فروشنده کتاب
clothes wallah
فروشنده لباس
ice wallah
فروشنده یخ
he finished his work, wallah, just in time for dinner.
او کارش را تمام کرد، به خدا، درست به موقع شام.
she said she would come, wallah, i hope she keeps her promise.
او گفت که خواهد آمد، به خدا، امیدوارم به قولش عمل کند.
it was a beautiful day, wallah, perfect for a picnic.
چه روز زیبایی بود، به خدا، برای پیک نیک عالی بود.
he won the game, wallah, it was an incredible match.
او بازی را برد، به خدا، مسابقه باورنکردنی بود.
they arrived late, wallah, but the party was still going strong.
آنها دیر رسیدند، به خدا، اما هنوز جشن به شدت در حال جریان بود.
she cooked a delicious meal, wallah, everyone loved it.
او یک غذای خوشمزه پخت، به خدا، همه آن را دوست داشتند.
he solved the problem, wallah, it was quite tricky.
او مشکل را حل کرد، به خدا، کاملاً پیچیده بود.
they launched the project, wallah, and the results were amazing.
آنها پروژه را راه اندازی کردند، به خدا، و نتایج شگفت انگیز بودند.
the concert was fantastic, wallah, i enjoyed every moment.
اجرا فوق العاده بود، به خدا، از هر لحظه لذت بردم.
she found a great deal, wallah, it was a steal!
او یک معامله عالی پیدا کرد، به خدا، یک دزدی بود!
food wallah
فروشنده غذا
taxi wallah
راننده تاکسی
chai wallah
چایساز
bicycle wallah
تعمیرکار دوچرخه
fruit wallah
فروشنده میوه
curry wallah
سرخکن
sweet wallah
فروشنده شیرینی
book wallah
فروشنده کتاب
clothes wallah
فروشنده لباس
ice wallah
فروشنده یخ
he finished his work, wallah, just in time for dinner.
او کارش را تمام کرد، به خدا، درست به موقع شام.
she said she would come, wallah, i hope she keeps her promise.
او گفت که خواهد آمد، به خدا، امیدوارم به قولش عمل کند.
it was a beautiful day, wallah, perfect for a picnic.
چه روز زیبایی بود، به خدا، برای پیک نیک عالی بود.
he won the game, wallah, it was an incredible match.
او بازی را برد، به خدا، مسابقه باورنکردنی بود.
they arrived late, wallah, but the party was still going strong.
آنها دیر رسیدند، به خدا، اما هنوز جشن به شدت در حال جریان بود.
she cooked a delicious meal, wallah, everyone loved it.
او یک غذای خوشمزه پخت، به خدا، همه آن را دوست داشتند.
he solved the problem, wallah, it was quite tricky.
او مشکل را حل کرد، به خدا، کاملاً پیچیده بود.
they launched the project, wallah, and the results were amazing.
آنها پروژه را راه اندازی کردند، به خدا، و نتایج شگفت انگیز بودند.
the concert was fantastic, wallah, i enjoyed every moment.
اجرا فوق العاده بود، به خدا، از هر لحظه لذت بردم.
she found a great deal, wallah, it was a steal!
او یک معامله عالی پیدا کرد، به خدا، یک دزدی بود!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید