wallboard

[ایالات متحده]/wɔːl.bɔːd/
[بریتانیا]/wɔl.bɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنل استفاده شده برای دیوارها یا سقف‌های داخلی؛ ماده‌ای که برای ساخت دیوارها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

drywall wallboard

دیوار خشک

insulated wallboard

دیوار خشک عایق‌دار

foam wallboard

دیوار خشک فومی

acoustic wallboard

دیوار خشک صوتی

fire-resistant wallboard

دیوار خشک مقاوم در برابر آتش

water-resistant wallboard

دیوار خشک مقاوم در برابر آب

gypsum wallboard

ورق گچی

composite wallboard

دیوار خشک کامپوزیتی

decorative wallboard

دیوار خشک تزئینی

modular wallboard

دیوار خشک مدولار

جملات نمونه

the contractor installed new wallboard in the living room.

نصاب، تخته‌وال جدید را در اتاق نشیمن نصب کرد.

we need to replace the damaged wallboard in the bathroom.

ما نیاز داریم تخته‌وال آسیب‌دیده را در حمام تعویض کنیم.

wallboard is a popular choice for interior walls.

تخته‌وال یک انتخاب محبوب برای دیوارهای داخلی است.

he finished the wallboard installation ahead of schedule.

او نصب تخته‌وال را زودتر از موعد به پایان رساند.

make sure the wallboard is properly secured to the studs.

مطمئن شوید که تخته‌وال به درستی به ستون‌ها محکم شده است.

they painted the wallboard a bright color to lighten the room.

آنها تخته‌وال را به رنگ روشن نقاشی کردند تا نور اتاق را بیشتر کنند.

wallboard can be easily cut to fit any space.

می‌توان تخته‌وال را به راحتی برش داد تا در هر فضایی جا شود.

we should consider moisture-resistant wallboard for the kitchen.

ما باید تخته‌وال مقاوم در برابر رطوبت را برای آشپزخانه در نظر بگیریم.

the wallboard in the basement needs to be replaced due to mold.

تخته‌وال در زیرزمین نیاز به تعویض به دلیل وجود کپک دارد.

installing wallboard is a straightforward diy project.

نصب تخته‌وال یک پروژه ساده و قابل انجام در خانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید