plasterboard

[ایالات متحده]/'plɑːstəbɔːd/
[بریتانیا]/'plæstɚbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده ساختمانی که برای دیوارها و سقف‌ها استفاده می‌شود و از گچ ساخته شده است.

جملات نمونه

The walls were made of plasterboard.

دیوارها از گچ‌کاری ساخته شده بودند.

The construction crew installed the plasterboard on the ceiling.

تیم ساختمانی گچ‌کاری را روی سقف نصب کرد.

She painted the plasterboard with a fresh coat of white paint.

او گچ‌کاری را با یک لایه رنگ سفید جدید رنگ کرد.

The plasterboard was damaged during the renovation.

گچ‌کاری در طول بازسازی آسیب دید.

They used plasterboard to create a partition in the room.

آنها از گچ‌کاری برای ایجاد یک پارتیشن در اتاق استفاده کردند.

The plasterboard ceiling had intricate patterns carved into it.

سقف گچ‌کاری دارای الگوهای پیچیده ای بود که روی آن حکاکی شده بود.

The plasterboard was easy to cut and shape for the project.

گچ‌کاری به راحتی قابل برش و شکل دهی برای پروژه بود.

He fixed the plasterboard to the studs on the wall.

او گچ‌کاری را به پایه‌های دیوار محکم کرد.

The plasterboard provided good insulation for the room.

گچ‌کاری عایق مناسبی برای اتاق فراهم کرد.

The plasterboard needed to be replaced due to water damage.

گچ‌کاری به دلیل آسیب آب نیاز به تعویض داشت.

نمونه‌های واقعی

" We were classed as having a flammable material behind the plasterboard, " he told me.

"ما به عنوان افرادی طبقه بندی شدیم که پشت گچ دیوار ماده قابل اشتعال وجود دارد،" او به من گفت.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید