wampee

[ایالات متحده]/wɒmˈpiː/
[بریتانیا]/wɑːmˈpiː/

ترجمه

n. نوعی میوه؛ میوه‌ای با پوست زرد؛ پوست زرد؛ میوه‌ای با پوست زرد
Word Forms
جمعwampees

عبارات و ترکیب‌ها

wampee tree

درخت وامپی

wampee fruit

میوه وامپی

wampee leaves

برگ‌های وامپی

wampee plant

گیاه وامپی

wampee juice

آبمیوه وامپی

wampee seeds

دانه‌های وامپی

wampee bark

پوست درخت وامپی

wampee flower

گل وامپی

wampee grove

باغچه وامپی

wampee habitat

زیستگاه وامپی

جملات نمونه

wampee is a rare fruit that many people enjoy.

وامپي یک میوه نادر است که بسیاری از مردم از آن لذت می برند.

we found a wampee tree in the garden.

ما یک درخت وامپي در باغ پیدا کردیم.

the taste of wampee is sweet and tangy.

طعم وامپي شیرین و ملس است.

she made a delicious wampee dessert.

او یک دسر خوشمزه وامپي درست کرد.

wampee can be eaten fresh or dried.

می‌توان وامپي را تازه یا خشک مصرف کرد.

farmers cultivate wampee for its unique flavor.

کشاورزان وامپي را به دلیل طعم منحصر به فرد آن کشت می‌کنند.

wampee is often used in traditional medicine.

وامپي اغلب در طب سنتی استفاده می شود.

children love to pick wampee during the harvest season.

کودکان عاشق چیدن وامپي در فصل برداشت هستند.

wampee juice is refreshing on a hot day.

آبمیوه وامپي در یک روز گرم بسیار خنک کننده است.

many recipes feature wampee as a key ingredient.

دستور العمل های زیادی از وامپي به عنوان یک ماده اصلی استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید