warding

[ایالات متحده]/[ˈwɔːdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈwɔːrdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حفاظت یا دفاع؛ یک روش یا وسیله حفاظتی
v. حفاظت یا دفاع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

warding off

جلوگیری

warding glance

نگاه جلوگیری

warding stroke

ضربه جلوگیری

warding off danger

جلوگیری از خطر

warding area

منطقه جلوگیری

warding off attacks

جلوگیری از حملات

warding off evil

جلوگیری از شر

warding system

سیستم جلوگیری

warding measures

اقدامات جلوگیری

warding off sleep

جلوگیری از خواب

جملات نمونه

the martial artist used warding hands to deflect the blow.

کشتی‌گر با دستان جلوگیری‌کننده ضربه را منحرف کرد.

he practiced warding techniques to improve his defense.

او فنون جلوگیری را تمرین می‌کرد تا دفاع خود را بهبود بخشد.

warding stances are crucial for effective self-defense.

وضعیت‌های جلوگیری برای دفاع شخصی مؤثر ضروری است.

the instructor demonstrated advanced warding movements.

معلم حرکات پیشرفته جلوگیری را نمایش داد.

she incorporated warding into her fighting style.

او جلوگیری را در سبک مبارزه خود ادغام کرد.

his warding skills allowed him to evade the attack.

مهارت‌های جلوگیری او به او اجازه داد تا حمله را دور بزند.

the form emphasized fluid warding transitions.

این فرم روی تبدیل‌های جریان‌دار جلوگیری تأکید می‌کرد.

warding is a key component of tai chi chuan.

جلوگیری یکی از اجزای کلیدی تای چی چوان است.

she studied the principles of warding and redirection.

او اصول جلوگیری و تغییر جهت را مطالعه کرد.

the training focused on reactive warding techniques.

آموزش روی فنون جلوگیری واکنش‌گرا تمرکز داشت.

he employed warding to create space and counter.

او از جلوگیری برای ایجاد فضا و پاسخ دادن استفاده کرد.

effective warding requires precise timing and footwork.

جلوگیری مؤثر نیاز به زمان‌بندی دقیق و حرکت پا دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید