warhead

[ایالات متحده]/'wɔːhed/
[بریتانیا]/'wɔrhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد منفجره یا هسته‌ای در سر یک موشک یا بمب.

عبارات و ترکیب‌ها

nuclear warhead

سر جنگ‌افزار هسته‌ای

missile warhead

سر جنگوی موشکی

atomic warhead

سر جنگوی اتمی

جملات نمونه

intercontinental ballistic missile warhead

سر جنگ‌افزار موشک بالستیک بین قاره‌ای

multiple independently targetable reentry vehicle warhead

سر جنگ‌افزار حامل مجدد با قابلیت بازگشت و هدف‌گیری مستقل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید