watermen working
کار کردن با کارگر آب
hired watermen
کارگر آب استخدام شده
watermen's skills
مهارتهای کارگر آب
experienced watermen
کارگر آب تجربهدار
watermen row
کارگر آب در کشیدن قارچ
watermen's boats
کشتیهای کارگر آب
watching watermen
نگاه کردن به کارگر آب
watermen gather
جمع شدن کارگر آب
local watermen
کارگر آب محلی
watermen navigate
کارگر آب در راندمان
the experienced watermen skillfully navigated the choppy waters.
مردان آبکش فахیم به خوبی در آبهای موجزده راهیابی کردند.
he hired watermen to ferry passengers across the river.
او مردان آبکشی را استخدام کرد تا مسافران را از یک طرف رودخانه به طرف دیگر ببرند.
the watermen worked long hours on the bay.
مردان آبکش در خلیج ساعات طولانی کار کردند.
local watermen often guide tourists on fishing trips.
مردان آبکش محلی اغلب گردشگران را در سفرهای صید راهنمایی میکنند.
the watermen’s knowledge of the tides was invaluable.
دانش مردان آبکش در مورد جزر و مد بسیار ارزشمند بود.
he respected the watermen and their hard work.
او از مردان آبکش و کار سخت آنها احترام میگذارد.
the watermen used small boats to transport goods.
مردان آبکش از قایقهای کوچک برای حمل کالا استفاده میکردند.
many watermen are descendants of historic ferry operators.
بسیاری از مردان آبکش نسلهای بعدی اپراتورهای قایقهای تاریخی هستند.
the watermen faced dangerous conditions during the storm.
مردان آبکش در طول بارش با شرایط خطرناک مواجه شدند.
he learned the trade from his father, a seasoned waterman.
او این حرفه را از پدرش یاد گرفت که یک مرد آبکش با تجربه بود.
the watermen’s traditional skills are still in demand.
مهارتهای سنتی مردان آبکش هنوز در خواستهاند.
watermen working
کار کردن با کارگر آب
hired watermen
کارگر آب استخدام شده
watermen's skills
مهارتهای کارگر آب
experienced watermen
کارگر آب تجربهدار
watermen row
کارگر آب در کشیدن قارچ
watermen's boats
کشتیهای کارگر آب
watching watermen
نگاه کردن به کارگر آب
watermen gather
جمع شدن کارگر آب
local watermen
کارگر آب محلی
watermen navigate
کارگر آب در راندمان
the experienced watermen skillfully navigated the choppy waters.
مردان آبکش فахیم به خوبی در آبهای موجزده راهیابی کردند.
he hired watermen to ferry passengers across the river.
او مردان آبکشی را استخدام کرد تا مسافران را از یک طرف رودخانه به طرف دیگر ببرند.
the watermen worked long hours on the bay.
مردان آبکش در خلیج ساعات طولانی کار کردند.
local watermen often guide tourists on fishing trips.
مردان آبکش محلی اغلب گردشگران را در سفرهای صید راهنمایی میکنند.
the watermen’s knowledge of the tides was invaluable.
دانش مردان آبکش در مورد جزر و مد بسیار ارزشمند بود.
he respected the watermen and their hard work.
او از مردان آبکش و کار سخت آنها احترام میگذارد.
the watermen used small boats to transport goods.
مردان آبکش از قایقهای کوچک برای حمل کالا استفاده میکردند.
many watermen are descendants of historic ferry operators.
بسیاری از مردان آبکش نسلهای بعدی اپراتورهای قایقهای تاریخی هستند.
the watermen faced dangerous conditions during the storm.
مردان آبکش در طول بارش با شرایط خطرناک مواجه شدند.
he learned the trade from his father, a seasoned waterman.
او این حرفه را از پدرش یاد گرفت که یک مرد آبکش با تجربه بود.
the watermen’s traditional skills are still in demand.
مهارتهای سنتی مردان آبکش هنوز در خواستهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید