wawa

[ایالات متحده]/wɑːˈwɑː/
[بریتانیا]/wɑˈwɑ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استان در توگو؛ (صدایی که توسط یک لال در حال حرکت به داخل و خارج از یک ترومپت تولید می‌شود، مثلاً صدای وا-وا)؛ تولیدکننده صدای وا-وا

عبارات و ترکیب‌ها

wawa time

زمان واوا

wawa party

جشن واوا

wawa song

آهنگ واوا

wawa moment

لحظه واوا

wawa place

محل واوا

wawa fun

سرگرمی واوا

wawa love

عشق واوا

wawa story

داستان واوا

wawa style

سبک واوا

wawa friend

دوست واوا

جملات نمونه

she loves to play with her wawa.

او عاشق بازی کردن با واوای خودشه.

the wawa is sitting on the shelf.

اووا در قفسه نشسته است.

he bought a new wawa for his daughter.

او یک اووای جدید برای دخترش خرید.

my wawa is my favorite toy.

اووای من اسباب بازی مورد علاقه من است.

she takes her wawa everywhere she goes.

او اووای خود را همه جا با خود می برد.

the wawa has beautiful clothes.

اووا لباس های زیبایی دارد.

he named his wawa after his favorite character.

او نام اووای خود را به نام شخصیت مورد علاقه خود گذاشت.

they had a tea party with their wawa.

آنها با اووای خود یک مهمانی چای برگزار کردند.

her wawa has a cute little hat.

اووای او یک کلاه کوچک و بامزه دارد.

the children are playing with their wawa in the park.

کودکان در حال بازی با اووای خود در پارک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید