webbed

[ایالات متحده]/webd/
[بریتانیا]/wɛbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن غشاء بین انگشتان دست یا پا
v. اتصال با غشاءها، تشکیل یک شبکه

عبارات و ترکیب‌ها

webbed feet

پنجه‌پهن

جملات نمونه

snowshoes webbed with babiche.

کفش‌های برف‌نشین بافته شده با بابیش

Ducks’ webbed feet help them to swim.

پنجه‌های شب‌دار اردک به آن‌ها کمک می‌کند تا شنا کنند.

she noticed his tanned skin, webbed with fine creases.

او متوجه پوست برنزه او شد که با چین و چروک های ظریف پوشیده شده بود.

any of numerous large bipedal ornithischian dinosaurs having a horny duck-like bill and webbed feet; may have been partly aquatic.

هر یک از دایناسورهای اورنیتیشیان بزرگ دو پا که دارای نوک تیز مانند اردک و پنجه‌های پره دار هستند؛ ممکن است تا حدی آبزی بوده باشند.

any of several salamanders with webbed toes and very long extensile tongues; excellent climbers that move with ease over smooth rock surfaces.

هر یک از چندین سگ‌ماهی با پنجه‌های پرتوه‌دار و زبان‌های بسیار بلند و قابل انعطاط؛ صعودکنندگان عالی که به راحتی روی سطوح صخره‌ای صاف حرکت می‌کنند.

A semiaquatic egg-laying mammal(Ornithorhynchus anatinus) of Australia and Tasmania, having a broad flat tail, webbed feet, and a snout resembling a duck's bill.

یک پستاندار نیمه‌آبی تخم‌گذار (Ornithorhynchus anatinus) از استرالیا و تاسمانی، دارای یک دم پهن و مسطح، پنجه‌های پرده‌دار و یک پوزه شبیه نوک منقار اردک.

نمونه‌های واقعی

They have webbed feet, a strong tail.

آنها دارای پنجه‌های پرده‌دار و یک دم قوی هستند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

The front feet have only four toes each, and they are not webbed.

پنجه‌های جلویی فقط چهار انگشت دارند و پرده‌دار نیستند.

منبع: British Students' Science Reader

Whirling around, Peter webbed the bedroom blinds shut.

در حالی که به سرعت می‌چرخید، پیتر پرده‌های اتاق خواب را بست.

منبع: Spider-Man: No Way Home

Individuals with Turner syndrome have a short stature, absent secondary sex characteristics, and a wide, or webbed, neck.

افرادی که سندرم ترنر دارند، قد کوتاهی، عدم وجود ویژگی‌های جنسی ثانویه و گردن پهن یا پرده‌دار دارند.

منبع: Osmosis - Reproduction

Harry stuck his webbed hand quickly inside his robes and fumbled for his wand.

هری به سرعت دست پرده‌دارش را داخل لباس‌هایش کرد و به دنبال چوبدستی خود دست و پنجه نرم کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Dropping down, Peter landed in front of Doctor Strange, and webbed the box back.

در حالی که پایین می‌آمد، پیتر در مقابل دکتر استرانج فرود آمد و جعبه را دوباره پرده‌دار کرد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

They looked green and ghostly under the water, and they had become webbed.

آنها زیر آب سبز و شبح‌وار به نظر می‌رسیدند و پرده‌دار شده بودند.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

In the scaffolding, Peter-Three reached for the Sandman cure that had been webbed there earlier.

در داربست، پیتر-سه به دنبال درمان سندمن که قبلاً آنجا پرده‌دار شده بود، دست به کار شد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

The deep-sea vampire squid, when startled, uses its webbed arms to make a cape it hides behind.

اختاپوس خون‌آشامنده عمیق دریا، وقتی دچار ترس می‌شود، از بازوهای پرده‌دار خود برای ایجاد یک شنل استفاده می‌کند که پشت آن پنهان می‌شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

He had three front toes on each foot, but, being a water bird, he had webbed feet.

هر پا سه پنجه جلویی داشت، اما به عنوان یک پرنده آبزی، دارای پنجه‌های پرده‌دار بود.

منبع: The Trumpet Swan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید