silent weeper
گریهکننده خاموش
happy weeper
گریهکننده خوشحال
sad weeper
گریهکننده غمگین
emotional weeper
گریهکننده احساساتی
teary weeper
گریهکننده اشکریز
soft weeper
گریهکننده ملایم
little weeper
گریهکننده کوچک
quiet weeper
گریهکننده آرام
gentle weeper
گریهکننده مهربان
sorrowful weeper
گریهکننده غمزده
the weeper in the garden adds a soothing sound to the atmosphere.
گریهکن در باغ، صدایی آرامبخش به فضای اطراف اضافه میکند.
she is known as the town's weeper, always crying at sad movies.
او به عنوان گریهکن شهر شناخته میشود، همیشه در هنگام تماشای فیلمهای غمگین گریه میکند.
a weeper can often be found in emotional scenes of a play.
گریهکن اغلب در صحنههای احساسی یک نمایش یافت میشود.
he plays the role of the weeper in the school play.
او نقش گریهکن را در نمایش مدرسه بازی میکند.
the weeper's tears symbolize the loss felt by the community.
اشکهای گریهکن نمادی از فقدان احساس شده توسط جامعه است.
during the ceremony, the weeper expressed the collective grief.
در طول مراسم، گریهکن غم جمعی را بیان کرد.
many people turned to the weeper for comfort after the tragedy.
بسیاری از مردم پس از فاجعه برای آرامش به سمت گریهکن رفتند.
the weeper's voice broke as she recounted her story.
صدای گریهکن هنگام تعریف داستانش شکست.
in folklore, the weeper is often a spirit of mourning.
در فولکلور، گریهکن اغلب ارواح غم و اندوه است.
he was labeled a weeper after his emotional outburst.
او پس از خشم احساسیاش به عنوان گریهکن شناخته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید