welts

[ایالات متحده]/wɛlts/
[بریتانیا]/wɛlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامت‌ها یا برآمدگی‌های برجسته بر روی پوست، که اغلب ناشی از آسیب یا تحریک هستند

عبارات و ترکیب‌ها

raised welts

ورم‌های برجسته

itchy welts

ورم‌های خارش‌دار

red welts

کندگی‌های قرمز

painful welts

ورم‌های دردناک

welts appear

ورم‌ها ظاهر می‌شوند

welts form

ورم‌ها شکل می‌گیرند

welts develop

ورم‌ها ایجاد می‌شوند

welts heal

ورم‌ها بهبود می‌یابند

welts spread

ورم‌ها پخش می‌شوند

welts disappear

ورم‌ها از بین می‌روند

جملات نمونه

she had welts all over her arms after the insect bites.

او بثورات زیادی روی بازوهایش داشت که بعد از نیش حشرات ایجاد شده بود.

the child cried after getting welts from the nettles.

کودک بعد از گرفتن بثورات از گیاه گز، گریه کرد.

he showed the welts on his back from the rough rope.

او بثورات روی پشتش را که از طناب زبر ایجاد شده بود، نشان داد.

welts can be a sign of an allergic reaction.

بثورات می‌توانند نشانه یک واکنش آلرژیک باشند.

after the game, he noticed welts on his legs from the grass.

بعد از بازی، او متوجه بثورات روی پاهایش از علف شد.

she applied cream to soothe the welts on her skin.

او کرم زد تا بثورات روی پوستش را تسکین دهد.

the welts from the sunburn were painful.

بثورات ناشی از آفتاب سوختگی دردناک بودند.

he was embarrassed by the welts visible on his neck.

او از بثوراتی که روی گردنش قابل مشاهده بود، خجالت می‌کشید.

welts can appear after a severe allergic reaction.

بثورات می‌توانند بعد از یک واکنش آلرژیک شدید ظاهر شوند.

she tried to hide the welts under her clothes.

او سعی کرد بثورات را زیر لباس‌هایش پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید