whiffers

[ایالات متحده]/wɪfəz/
[بریتانیا]/wɪfərz/

ترجمه

n. جمع whiffer؛ پف‌های کوچک هوا یا بو؛ در گلف یا بیسبال، ضربه‌ای که از دست رفته است

عبارات و ترکیب‌ها

whiffers unite

whiffers متحد شوید

whiffers delight

خوشحالی ویفرها

whiffers choice

انتخاب ویفرها

whiffers alert

هشدار ویفرها

whiffers club

باشگاه ویفرها

whiffers corner

گوشه ویفرها

whiffers guide

راهنمای ویفرها

whiffers zone

منطقه ویفرها

whiffers network

شبکه ویفرها

whiffers team

تیم ویفرها

جملات نمونه

whiffers can detect scents from a distance.

حسگرها می‌توانند از فاصله دور بوها را تشخیص دهند.

he used whiffers to identify the source of the smell.

او از حسگرها برای شناسایی منبع بو استفاده کرد.

whiffers are essential in search and rescue operations.

حسگرها در عملیات جستجو و نجات ضروری هستند.

many dogs are trained as whiffers for police work.

سگ‌های زیادی به عنوان حسگر برای کارهای پلیس آموزش داده می‌شوند.

whiffers can help locate missing persons.

حسگرها می‌توانند به یافتن افراد گمشده کمک کنند.

the whiffers found the hidden drugs quickly.

حسگرها به سرعت مواد مخدر پنهان را پیدا کردند.

using whiffers improves the efficiency of tracking.

استفاده از حسگرها باعث بهبود کارایی ردیابی می‌شود.

whiffers are often employed in wildlife conservation.

اغلب از حسگرها در حفاظت از حیات وحش استفاده می‌شود.

trained whiffers can detect even faint odors.

حسگرهای آموزش‌دیده می‌توانند حتی بوی‌های ضعیف را نیز تشخیص دهند.

whiffers play a crucial role in environmental monitoring.

حسگرها نقش مهمی در پایش محیط زیست ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید