scents

[ایالات متحده]/sents/
[بریتانیا]/sents/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عطرها یا بوی ها؛ ردهایی که توسط حیوانات باقی می‌ماند
v. تشخیص دادن یا درک کردن یک بو

عبارات و ترکیب‌ها

fresh scents

بوی تازه‌

sweet scents

بوی شیرین

strong scents

بوی قوی

floral scents

بوی گل

earthy scents

بوی خاکی

spicy scents

بوی تند

citrus scents

بوی مرکباتی

faint scents

بوی ملایم

inviting scents

بوی دلپذیر

warm scents

بوی گرم

جملات نمونه

she loves to explore different scents in nature.

او عاشق کشف رایحه‌های مختلف در طبیعت است.

the bakery was filled with the scents of fresh bread.

نان تازه، شیرینی‌سرای را با رایحه‌های خوشایند پر کرده بود.

scents can evoke powerful memories from the past.

رایحه‌ها می‌توانند خاطرات قدرتمندی از گذشته را زنده کنند.

she wore a perfume that had floral scents.

او عطر با رایحه گل استفاده کرد.

different scents can affect your mood and emotions.

رایحه‌های مختلف می‌توانند بر خلق و خوی و احساسات شما تأثیر بگذارند.

he enjoys creating unique scents for his candles.

او از خلق رایحه‌های منحصر به فرد برای شمع‌هایش لذت می‌برد.

the scents of the spices filled the kitchen.

رایحه ادویه‌ها آشپزخانه را پر کرده بود.

many people are sensitive to certain scents.

بسیاری از افراد نسبت به برخی از رایحه‌ها حساس هستند.

she often uses essential oils to enjoy different scents.

او اغلب از روغن‌های ضروری برای لذت بردن از رایحه‌های مختلف استفاده می‌کند.

scents from the garden attracted many butterflies.

رایحه گل‌ها از باغ، تعداد زیادی پروانه را جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید