whippletree

[ایالات متحده]/ˈwɪpəltriː/
[بریتانیا]/ˈwɪpəltriː/

ترجمه

n. میله‌ای افقی که در وسیله نقلیه‌ی کشیده شده توسط اسب برای اتصال تسمه‌ها استفاده می‌شود؛ میله‌ای عرضی در جلوی یک وسیله نقلیه
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

whippletree assembly

مونتاژ ویپل‌تری

whippletree mechanism

مکانیزم ویپل‌تری

whippletree system

سیستم ویپل‌تری

whippletree design

طراحی ویپل‌تری

whippletree action

عملکرد ویپل‌تری

whippletree function

عملکرد ویپل‌تری

whippletree joint

اتصال ویپل‌تری

whippletree control

کنترل ویپل‌تری

whippletree part

قطعه ویپل‌تری

whippletree pivot

اتصال چرخشی ویپل‌تری

جملات نمونه

the whippletree connects the horse to the cart.

درختی که اسب به گاری متصل می‌کند.

adjusting the whippletree can improve the cart's balance.

تنظیم درختک می‌تواند تعادل گاری را بهبود بخشد.

he replaced the old whippletree with a new one.

او درختک قدیمی را با یک درختک جدید جایگزین کرد.

the whippletree is essential for pulling heavy loads.

درختک برای کشیدن بارهای سنگین ضروری است.

farmers often check the whippletree for wear and tear.

کشاورزان اغلب درختک را برای بررسی سایش و پارگی بررسی می‌کنند.

she learned how to install a whippletree properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک درختک نصب کند.

the design of the whippletree has evolved over the years.

طراحی درختک در طول سال‌ها تکامل یافته است.

using a sturdy whippletree can enhance the efficiency of farming.

استفاده از یک درختک محکم می‌تواند کارایی کشاورزی را افزایش دهد.

he explained the function of the whippletree to the children.

او عملکرد درختک را برای کودکان توضیح داد.

the whippletree must be aligned correctly for optimal performance.

درختک باید به درستی تراز شود تا عملکرد بهینه داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید