whist

[ایالات متحده]/wɪst/
[بریتانیا]/wɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساکت; آرام
int. ساکت!; سکوت!
n. یک بازی ورق
adv. به طور ساکت; به آرامی
Word Forms
جمعwhists

عبارات و ترکیب‌ها

play whist

بازی ویست

whist tournament

مسابقه ویست

جملات نمونه

The Card Room seems to speak of a thousand games of whist and bridge and the Gold Room, especially as the westering sun burnishes its teak ceiling, is the ideal place for a pre-dinner sherry.

اتاق کارت به نظر می‌رسد که از هزاران بازی ویست و بریج صحبت می‌کند و اتاق طلایی، به ویژه با طلوع خورشید غربی که سقف چوبی آن را صیقلی می‌کند، مکان ایده‌آلی برای یک شری قبل از شام است.

to whistle a tune

برای سوت زدن یک ملودی

to whist in surprise

برای سوت زدن با تعجب

to whist in disapproval

برای سوت زدن با نارضایتی

to whist in agreement

برای سوت زدن با موافقت

to whist softly to oneself

برای سوت زدن آهسته برای خود

to whist a secret

برای سوت زدن یک راز

to whist a command

برای سوت زدن یک دستور

to whist a warning

برای سوت زدن یک هشدار

to whist a lullaby

برای سوت زدن یک آهنگ زمزمه

نمونه‌های واقعی

His sole pastimes were reading the papers and playing whist.

تفریح اصلی او خواندن روزنامه ها و بازی کردن ویست بود.

منبع: Around the World in Eighty Days

Whenever she was at the hotel there was a crowd of whist players in her suite.

هر زمان که در هتل بود، گروهی از بازیکنان ویست در سوئیت او حضور داشتند.

منبع: Gone with the Wind

" Well, we played whist while Driffield read books for review, and he used to sing" .

«خب، ما در حالی که دکتريفيلد کتاب ها را برای بررسی می خواند، ویست بازی کردیم و او آواز می خواند.»

منبع: Seek pleasure and have fun.

It was a mild, serene, midsummer's night, -the sky was without a cloud, the winds were whist.

شب میمتاهید، آرام و دلپذیر بود - آسمان بدون ابر بود، بادها ویست بودند.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

You know Scarlett was giving a big whist party yesterday afternoon with all those common ordinary women there.

می‌دانید اسکارلت دیروز بعد از ظهر یک مهمانی بزرگ ویست برگزار کرد که همه آن زنان معمولی و معمولی آنجا بودند.

منبع: Gone with the Wind

The whist–players were quite absorbed in their game.

بازیکنان ویست کاملاً در بازی خود غرق شده بودند.

منبع: Around the World in Eighty Days

" I shall do without whist now, mother" .

«حالا دیگر بدون ویست کنار می آیم، مادر.»

منبع: Middlemarch (Part Four)

" Certainly, sir, " Aouda quickly replied;" I understand whist. It is part of an English education" .

«البته، قربان،» عودا به سرعت پاسخ داد؛ «من ویست را می‌فهمم. بخشی از آموزش انگلیسی است.»

منبع: Around the World in Eighty Days

Aouda understood whist sufficiently well, and even received some compliments on her playing from Mr. Fogg.

عودا به اندازه کافی ویست را می‌فهمید و حتی از آقای فوگ تحسین‌هایی در مورد بازی‌اش دریافت می‌کرد.

منبع: Around the World in Eighty Days

Once seated at whist my aunt would pay no attention to me.

وقتی ویست می‌نشستند، عمه‌ام به من توجهی نمی‌کرد.

منبع: Lily of the Valley (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید