whists

[ایالات متحده]/wɪsts/
[بریتانیا]/wɪsts/

ترجمه

n. یک بازی کارتی که با یک دسته استاندارد بازی می‌شود
adj. ساکت؛ آرام
int. شش!؛ ساکت باش!
adv. به آرامی؛ به طور ساکت

عبارات و ترکیب‌ها

whists and whispers

نجواها و زمزمه‌ها

whists of wind

نجواهای باد

whists of silence

نجواهای سکوت

whists in shadows

نجواها در سایه‌ها

whists of nature

نجواهای طبیعت

whists of memories

نجواهای خاطرات

whists of laughter

نجواهای خنده

whists of dreams

نجواهای رویا

whists of time

نجواهای زمان

whists of hope

نجواهای امید

جملات نمونه

she whists a tune while she works.

او در حالی که کار می‌کند، آهنگی می‌آید.

he whists through the trees, enjoying the nature.

او در میان درختان سوت می‌کشد و از طبیعت لذت می‌برد.

the wind whists softly around us.

باد به آرامی در اطراف ما سوت می‌کشد.

she whists her hair back in the breeze.

او در نسیم، موهایش را به عقب می‌برد.

he whists a secret to his friend.

او یک راز را به دوستش می‌آید.

the cat whists through the garden.

گربه در باغ سوت می‌کشد.

as the train whists by, we wave goodbye.

همانطور که قطار از کنار ما عبور می‌کند، خداحافظی می‌کنیم.

she whists a lullaby to her baby.

او یک لالایی را برای نوزادش می‌آید.

the athlete whists past the finish line.

ورزشکار از خط پایان عبور می‌کند.

he whists the ball back and forth.

او توپ را به جلو و عقب می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید