whiteheads popping
تفنید موهای سفید
whiteheads treatment
درمان موهای سفید
whiteheads on face
موهای سفید روی صورت
preventing whiteheads
جلوگیری از ظهور موهای سفید
whiteheads removal
حذف موهای سفید
whiteheads appear
ظهور موهای سفید
whitehead scars
جای زخم موهای سفید
whiteheads caused
عوامل ایجاد کننده موهای سفید
whiteheads quickly
موهای سفید به سرعت
whiteheads forming
تشکیل موهای سفید
she squeezed her whiteheads in the bathroom mirror.
او در آینه حمام خود چربیهای سفید را فشار داد.
i use a salicylic acid cleanser to prevent whiteheads.
من از یک شامپوی حاوی اسید سالیسیلیک برای جلوگیری از ظهور چربیهای سفید استفاده میکنم.
my teenaged son is struggling with persistent whiteheads.
پسر نوجوان من با وجود چربیهای سفید مداوم مبارزه میکند.
a dermatologist recommended a retinoid cream for my whiteheads.
یک پوستشناس یک کرم رتینوئید را برای چربیهای سفید من توصیه کرد.
picking at whiteheads can lead to scarring and infection.
لمس چربیهای سفید میتواند منجر به جوشزدن و عفونت شود.
the new face wash claims to reduce the appearance of whiteheads.
شامپوی صورت جدید ادعا میکند که ظهور چربیهای سفید را کاهش میدهد.
she noticed a few whiteheads on her chin after the weekend.
او پس از روزهای انتهای هفته چند چربی سفید روی چانهاش را متوجه شد.
regular exfoliation can help to minimize whiteheads on the face.
پاککردن منظم میتواند به کاهش چربیهای سفید روی صورت کمک کند.
he uses pore strips to remove blackheads and whiteheads.
او از لایههای حذف چربیهای سیاه و سفید استفاده میکند.
stress and diet can sometimes trigger the formation of whiteheads.
استرس و رژیم غذایی گاهی میتواند به تشکیل چربیهای سفید منجر شود.
she gently cleansed her skin to avoid irritating existing whiteheads.
او پوست خود را بهدقت پاک کرد تا چربیهای سفید موجود را تحریک نکند.
whiteheads popping
تفنید موهای سفید
whiteheads treatment
درمان موهای سفید
whiteheads on face
موهای سفید روی صورت
preventing whiteheads
جلوگیری از ظهور موهای سفید
whiteheads removal
حذف موهای سفید
whiteheads appear
ظهور موهای سفید
whitehead scars
جای زخم موهای سفید
whiteheads caused
عوامل ایجاد کننده موهای سفید
whiteheads quickly
موهای سفید به سرعت
whiteheads forming
تشکیل موهای سفید
she squeezed her whiteheads in the bathroom mirror.
او در آینه حمام خود چربیهای سفید را فشار داد.
i use a salicylic acid cleanser to prevent whiteheads.
من از یک شامپوی حاوی اسید سالیسیلیک برای جلوگیری از ظهور چربیهای سفید استفاده میکنم.
my teenaged son is struggling with persistent whiteheads.
پسر نوجوان من با وجود چربیهای سفید مداوم مبارزه میکند.
a dermatologist recommended a retinoid cream for my whiteheads.
یک پوستشناس یک کرم رتینوئید را برای چربیهای سفید من توصیه کرد.
picking at whiteheads can lead to scarring and infection.
لمس چربیهای سفید میتواند منجر به جوشزدن و عفونت شود.
the new face wash claims to reduce the appearance of whiteheads.
شامپوی صورت جدید ادعا میکند که ظهور چربیهای سفید را کاهش میدهد.
she noticed a few whiteheads on her chin after the weekend.
او پس از روزهای انتهای هفته چند چربی سفید روی چانهاش را متوجه شد.
regular exfoliation can help to minimize whiteheads on the face.
پاککردن منظم میتواند به کاهش چربیهای سفید روی صورت کمک کند.
he uses pore strips to remove blackheads and whiteheads.
او از لایههای حذف چربیهای سیاه و سفید استفاده میکند.
stress and diet can sometimes trigger the formation of whiteheads.
استرس و رژیم غذایی گاهی میتواند به تشکیل چربیهای سفید منجر شود.
she gently cleansed her skin to avoid irritating existing whiteheads.
او پوست خود را بهدقت پاک کرد تا چربیهای سفید موجود را تحریک نکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید