whitehorns

[ایالات متحده]/waɪthɔːnz/
[بریتانیا]/waɪthɔːrnz/

ترجمه

n. نام خانوادگی اسکاتلندی؛ نام مکان که از انگلیسی باستان به معنی "خانه سفید" گرفته شده است
v. حالت دوم شخص در حاضر از whitehorn

عبارات و ترکیب‌ها

the whitehorns

پرندگان سفید

whitehorned creature

موجود با گردن سفید

whitehorning process

فرایند سفید شدن گردن

three whitehorns

سه پرنده سفید

whitehorned beast

حیوان با گردن سفید

hunting whitehorns

شکار پرندگان سفید

whitehorns appearing

ظهور پرندگان سفید

whitehorned dragon

جادویی با گردن سفید

legend of whitehorns

افسانه پرندگان سفید

whitehorns dwelling

محل زندگی پرندگان سفید

جملات نمونه

the whitehorns appeared at dusk, their silhouettes ethereal against the darkening sky.

گوسفندان سفید در آفتاب غروب آفتاب ظهور کردند، سایه‌هایشان در برابر آسمان تاریک نیرومند بود.

local legends speak of the misty whitehorns that haunt these ancient forests.

داستان‌های محلی درباره گوسفندان سفید مه‌آلود که این جنگل‌های باستانی را می‌گذرانند حکایت می‌کنند.

the photographer waited hours to capture the majestic whitehorns during golden hour.

فotograf چند ساعت را صبر کرد تا گوسفندان سفید بزرگوار را در زمان طلایی ثبت کند.

hikers reported seeing the ghostly whitehorns near the mountain summit yesterday.

کوه‌نوردان گزارش دادند که گوسفندان سفید جادویی را در نزدیکی قله کوه دیروز دیدند.

the herd of whitehorns migrated across the frozen tundra during early spring.

گله‌ای از گوسفندان سفید در ابتدای بهار از طریق سرزمین یخ‌زده مهاجرت کردند.

children fantasy stories often feature the gentle whitehorns as benevolent creatures.

داستان‌های خیال‌پردازی کودکان اغلب گوسفندان سفید مهربان را به عنوان موجودات خیرخواه نشان می‌دهند.

the silver band played softly while the whitehorns danced in the moonlit clearing.

گروه موسیقی نقره‌ای به آرامی اجرا می‌کرد در حالی که گوسفندان سفید در میدان روشن شده توسط ماه می‌رقصیدند.

early morning fog revealed the hidden whitehorns grazing in the valley below.

نخستین بخار آب صبح نهفته گوسفندان سفید را که در دشت زیرین پاشیده بودند آشکار کرد.

the elusive whitehorns left hoofprints in the fresh snow near the northern pass.

گوسفندان سفید گمراه کننده اثر پای خود را در برف تازه نزدیک گذرگاه شمالی گذاشتند.

legend says the wise whitehorns gather every century at this sacred stone circle.

داستان می‌گوید گوسفندان سفید حکیم هر قرن یک بار در این دایره سنگ مقدس جمع می‌شوند.

scattered whitehorns dotted the hillside like fallen clouds after the storm passed.

گوسفندان سفید پراکنده دوباره دشت را مانند ابرهایی که پس از باران فروریخته‌اند پر کردند.

the hunter tracked the wild whitehorns through the dense forest for three days.

کاکب‌گر گوسفندان سفید وحشی را در جنگل چگال برای سه روز دنبال کرد.

wildlife researchers studied the social behavior of the endangered whitehorns carefully.

پژوهشگران حیات وحش به دقت رفتار اجتماعی گوسفندان سفید در معرض خطر را مطالعه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید