ram

[ایالات متحده]/ræm/
[بریتانیا]/ræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوسفند نر؛ دستگاهی برای ضربه زدن
v. ضربه زدن؛ پر کردن؛ به زور وارد کردن یا به داخل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

computing RAM

محاسبات رم

ramming speed

سرعت رم کردن

rambling thoughts

افکار پراکنده

ramjet engine

موتور رم جت

static ram

رم استاتیک

hydraulic ram

رم هیدرولیک

ram air

هوا رم

جملات نمونه

The ram butted the fence.

گوسفند نر به نرده‌ها کوبید.

They watched the ram grazing in the field.

آنها گوسفند نر را در حال چرا در مزرعه تماشا کردند.

The ram's horns were impressive.

شاخ‌های گوسفند نر چشمگیر بودند.

The ram led the flock of sheep.

گوسفند نر گروه گوسفندان را هدایت کرد.

The ram symbolizes strength and power.

گوسفند نر نماد قدرت و توانایی است.

The ram charged at the intruder.

گوسفند نر به سمت متجاوز هجوم برد.

The ram's fleece was thick and warm.

پشم گوسفند نر ضخیم و گرم بود.

The ram stood proudly on top of the hill.

گوسفند نر با افتخار بر فراز تپه ایستاد.

The ram's bleating could be heard from afar.

صدای ناله گوسفند نر را می‌توان از دور شنید.

The ram's hooves clicked on the rocky ground.

سم‌های گوسفند نر روی زمین سنگی کلیک می‌کردند.

نمونه‌های واقعی

To turn jeans into a battering ram.

تبدیل شلوار جین به یک پتک

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Clear its RAM every day at midnight.

هر روز ساعت ۱۲ شب RAM آن را پاک کنید.

منبع: Person of Interest Season 5

He flew off the handle when someone rammed into his car.

وقتی کسی به ماشینش برخورد کرد، از کنترل خارج شد.

منبع: Emma's delicious English

And seconds later Harry's glasses had been rammed back onto his face.

و چند ثانیه بعد، عینک هری به صورتش بازگشت.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Ove increases his pace and charges at them like a human battering ram.

اووه سرعت خود را افزایش می‌دهد و مانند یک پتک انسانی به سمت آنها حمله می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Once home, Jazz-christened James-eats some hot porridge before setting out to move some rams.

وقتی به خانه رسید، جیمز که با نام مستعار جاز شناخته می‌شد، قبل از اینکه به دنبال جابجایی چند گوسفند برود، کمی فرنی گرم می‌خورد.

منبع: Bloomberg Businessweek

Now the bell is struck by a big wooden ram in the shape of the wheel.

حالا زنگ توسط یک پتک چوبی بزرگ به شکل چرخ نواخته می‌شود.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

There were multiple vehicles that were rammed.

چند وسیله نقلیه وجود داشت که مورد برخورد قرار گرفتند.

منبع: NPR News October 2013 Collection

" A ram" ! a voice shouted down from the walls. " They have a battering ram" !

" یک گوسفند"! یک صدا از دیوارها فریاد زد. " آنها یک پتک دارند!"

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

He rammed it into the lock and turned -- it worked.

آن را به قفل کوبید و چرخاند - جواب داد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید