whitepox

[ایالات متحده]/ˈwaɪtpɒks/
[بریتانیا]/ˈwaɪtˌpɑks/

ترجمه

n. یک شکل ملایم از آبله; همچنین به عنوان آبله شیری شناخته می‌شود; مشابه آبله

عبارات و ترکیب‌ها

whitepox outbreak

شیوع سفیدک

whitepox symptoms

علائم سفیدک

whitepox treatment

درمان سفیدک

whitepox infection

عفونت سفیدک

whitepox virus

ویروس سفیدک

whitepox vaccine

واکسن سفیدک

whitepox cases

موارد سفیدک

whitepox prevention

پیشگیری از سفیدک

whitepox research

تحقیقات در مورد سفیدک

whitepox diagnosis

تشخیص سفیدک

جملات نمونه

whitepox is a serious disease affecting coral reefs.

whitepox یک بیماری جدی است که بر صخره‌های مرجانی تأثیر می‌گذارد.

the researchers are studying the impact of whitepox on marine life.

محققان در حال بررسی تأثیر whitepox بر حیات دریایی هستند.

preventing whitepox is crucial for coral conservation.

جلوگیری از whitepox برای حفاظت از صخره‌های مرجانی بسیار مهم است.

whitepox outbreaks can lead to significant reef degradation.

شیوع whitepox می‌تواند منجر به تخریب قابل توجه صخره‌های مرجانی شود.

scientists are developing treatments to combat whitepox.

دانشمندان در حال توسعه درمان‌هایی برای مقابله با whitepox هستند.

monitoring whitepox is important for maintaining healthy ecosystems.

نظارت بر whitepox برای حفظ اکوسیستم‌های سالم مهم است.

whitepox can spread rapidly among coral populations.

whitepox می‌تواند به سرعت در بین جمعیت‌های صخره‌های مرجانی گسترش یابد.

efforts to reduce whitepox are underway in various marine parks.

تلاش‌ها برای کاهش whitepox در حال انجام در پارک‌های دریایی مختلف است.

community awareness is key to preventing whitepox.

آگاهی جامعه کلید پیشگیری از whitepox است.

whitepox has been linked to environmental stressors.

whitepox با عوامل استرس‌زا در محیط زیست مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید