whiteys

[ایالات متحده]/ˈwaɪti/
[بریتانیا]/ˈwaɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص سفید یا عضو جامعه سفید

عبارات و ترکیب‌ها

whitey power

قدرت سفیدپوستان

whitey privilege

امتیاز سفیدپوستان

whitey blues

غم‌های سفیدپوستان

whitey trash

زباله‌های سفیدپوست

whitey gang

گنگ سفیدپوست

whitey culture

فرهنگ سفیدپوستان

whitey view

دیدگاه سفیدپوستان

whitey style

سبک سفیدپوستان

whitey joke

جک سفیدپوست

whitey attitude

نگاه سفیدپوستان

جملات نمونه

whitey always wears a white shirt to work.

وایتِی همیشه یک پیراهن سفید به سر کار می‌پوشد.

my friend calls his dog whitey because of its fur.

دوست من سگش را وایتِی صدا می‌کند به دلیل داشتن خز سفید.

whitey enjoys playing in the snow during winter.

وایتِی از بازی کردن در برف در طول زمستان لذت می‌برد.

we named our cat whitey because of its color.

ما گربه خود را وایتِی نامیدیم به دلیل رنگ سفیدش.

whitey is the nickname for our team mascot.

وایتِی لقب ماسکوت تیم ما است.

she painted her room a bright white, calling it whitey.

او اتاق خود را به رنگ سفید روشن نقاشی کرد و آن را وایتِی نامید.

whitey loves to chase after butterflies in the garden.

وایتِی عاشق تعقیب پروانه‌ها در باغ است.

he often jokes that whitey is the smartest in the group.

او اغلب شوخی می‌کند که وایتِی باهوش‌ترین فرد در گروه است.

whitey has a special place in my heart.

وایتِی جایگاه ویژه‌ای در قلب من دارد.

during the summer, whitey loves to relax by the pool.

در طول تابستان، وایتِی عاشق استراحت کنار استخر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید