whiting

[ایالات متحده]/'waɪtɪŋ/
[بریتانیا]/'waɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پودر سفید؛ نوعی ماهی
v. سفید کردن؛ سفیدگری

عبارات و ترکیب‌ها

breaded whiting fillets

فیله ماهی سفید برنجی

white house

کاخ سفید

black and white

سیاه و سفید

white wine

شراب سفید

snow white

برف سفید

white paper

مقوای سفید

white noise

نویز سفید

egg white

سفیده تخم مرغ

pure white

سفید خالص

white light

نور سفید

white hair

موهای سفید

white cast iron

چدن سفید

white man

مرد سفیدپوست

white powder

پودر سفید

white horse

اسب سفید

white pollution

آلودگی سفید

white people

قوم سفید

white collar

یقه سفید

white shirt

پیراهن سفید

white sugar

قند سفید

white matter

ماده سفید

جملات نمونه

bluish-gray whiting of California coast

رنگ خاکستری آبی‌مانند ماهی سفید ساحلی کالیفرنیا

Full Line Frozen - Yellow Croaker, White Croaker, lllex Squid, Tubes, Rings, Seatrout, Cod, Pollock, Whiting/Hake, Pomfret, Sargo.

خط کامل منجمد - ماهی کولی زرد، ماهی کولی سفید، کالامار ایلکس، لوله ها، حلقه ها، ماهی دریا، کاد، پولک، ماهی روغنی/هک، پامفریت، سارگو.

The chef prepared a delicious whiting dish for the guests.

سرآشپز یک غذای خوشمزه با ماهی تیلاپیای برای مهمانان آماده کرد.

She caught a big whiting while fishing at the lake.

او در حالی که در دریاچه ماهیگیری می کرد، یک ماهی تیلاپیای بزرگ صید کرد.

The whiting population in the area has been declining in recent years.

جمعیت ماهی تیلاپیای در این منطقه در سال های اخیر در حال کاهش بوده است.

He ordered the grilled whiting with lemon and herbs.

او ماهی تیلاپیای گریل شده با لیمو و گیاهان سفارش داد.

The whiting fillets were lightly breaded and fried to perfection.

فیله های ماهی تیلاپیای به آرامی با آرد پوشانده شده و به خوبی سرخ شده بودند.

The whiting industry plays a significant role in the local economy.

صنعت ماهی تیلاپیای نقش مهمی در اقتصاد محلی ایفا می کند.

She enjoys whiting painting as a hobby.

او از نقاشی ماهی تیلاپیای به عنوان یک سرگرمی لذت می برد.

The whiting fisherman returned with a full catch.

ماهیگیر ماهی تیلاپیای با صید پر بازگشت.

The restaurant specializes in serving fresh whiting from the nearby waters.

رستوران در تهیه و سرو ماهی تیلاپیای تازه از آب های نزدیک تخصص دارد.

He decided to try his luck at whiting fishing during the weekend.

او تصمیم گرفت در آخر هفته تلاش کند تا ماهی تیلاپیای صید کند.

نمونه‌های واقعی

It is nothing but whiting mixed with linseed oil.

این فقط چیزی نیست جز سفیدآبی مخلوط با روغن بزرکدانه.

منبع: British Students' Science Reader

That activity in turn causes calcium carbonate to precipitate, an event known as a whiting.

آن فعالیت به نوبه خود باعث رسوب کربنات کلسیم می شود، رویدادی که به عنوان سفیدآبی شناخته می شود.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation August 2014

" It's her fu-fur which is so funny, " giggled the girl. " It's exactly like a fried whiting."

" این خنده دار است، " دخترانه خندید. " دقیقاً مثل یک سفیدآبی سرخ شده است."

منبع: Advanced English book1

And so sometimes in my work, I have used strategies like whiting out the rest of the composition in order to focus on the character who may go unseen otherwise.

و به همین دلیل گاهی اوقات در کارم از استراتژی هایی مانند سفید کردن بقیه اثر برای تمرکز بر شخصیتی که در غیر این صورت ممکن است دیده نشود، استفاده کرده ام.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2020 Collection

It's very effective in catching large amounts of popular seafood from crab and shrimp to flounder and whiting, and improvements in the methods and nets used has reduced the environmental problems that bottom trawling can cause.

این روش در گرفتن مقادیر زیادی از غذاهای دریایی محبوب از خرچنگ و میگو گرفته تا سنگ ماهی و سفیدآبی بسیار موثر است و بهبود در روش ها و تورهای مورد استفاده باعث کاهش مشکلات زیست محیطی که صید در اعماق می تواند ایجاد کند، شده است.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید