whitish

[ایالات متحده]/'hwaɪtɪʃ/
[بریتانیا]/'waɪtɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمی سفید، کمی رنگ‌پریده.

جملات نمونه

large feline of upland central Asia having long thick whitish fur

گربه‌سان بزرگ دره‌های مرتفع آسیای مرکزی با خز سفید بلند و ضخیم

77. blackish peccary with whitish cheeks; larger than the collared peccary.

77. خوک سیاه رنگ با گونه های سفید؛ بزرگتر از خوک گردنبندی.

diarrhea with borborygmus;weakness of limbs;emaciation;sallow complexion;pale tongue with whitish and greasy fur;weak and moderate pulse.

اسهال با صدای روده؛ضعف اندام؛پیری؛چهره زرد؛زبانه رنگ‌پریده با پوشش سفید و چرب؛نبض ضعیف و متوسط.

leaf blade abaxially whitish green, strigose, and with scattered brownish resinous dots, adaxially dark green and with cystolith hairs;

برگچه از طرف پایین سفید متمایل به سبز، کرکدار و با نقاط پراکنده قهوه‌ای رنگی رزینی، از طرف بالا سبز تیره و دارای موهای سیستولی;

Fior Crema : Beige type of marble with strange organogenic drifts which range from whitish hues to darker brown with a galss-like shine.

فیور کرما: نوعی مرمر بژ با رگه‌های عجیب و غریب ارگانیک که از رنگ‌های سفید مایل به کرم تا قهوه‌ای تیره با درخشندگی شیشه‌ای متغیر است.

abaxial surface with indumentum 2-layered, upper layer fulvous, spongy, lower layer appressed, whitish, epidermis epapillate;

سطح پشتی با پوشش 2 لایه، لایه بالایی خردلی، اسفنجی، لایه پایینی فشرده، سفید، اپیدرم بدون پاپیل;

Whitish bands composed of medullated nerve fibres radiating out from the optic disc are of no pathological significance and must not be confused with papilloedema.

نوارهای سفیدرنگ متشکل از الیاف عصبی حاوی مغز که از قرنیه چشم ساطع می شوند، از نظر آسیب شناسی اهمیت ندارند و نباید با اتساع عصب بینایی اشتباه گرفته شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید