whoredom

[ایالات متحده]/ˈhɔːdəm/
[بریتانیا]/ˈhɔrdəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل درگیر شدن در فعالیت جنسی برای پرداخت؛ زنا یا روابط جنسی غیرقانونی؛ بت‌پرستی یا وابستگی بیش از حد به چیزی
Word Forms
جمعwhoredoms

عبارات و ترکیب‌ها

whoredom is sin

زنا گناه است

whoredom and shame

زنا و شرم

whoredom leads downfall

زنا منجر به سقوط می شود

whoredom destroys lives

زنا زندگی ها را نابود می کند

whoredom is prevalent

زنا رایج است

whoredom for money

زنا برای پول

whoredom and exploitation

زنا و استثمار

whoredom is illegal

زنا غیرقانونی است

whoredom in society

زنا در جامعه

whoredom and addiction

زنا و اعتیاد

جملات نمونه

whoredom is often seen as a social issue.

غارتگری اغلب به عنوان یک مسئله اجتماعی دیده می‌شود.

many people believe whoredom degrades society.

بسیاری از مردم معتقدند که غارتگری جامعه را تضعیف می‌کند.

she spoke out against whoredom in her community.

او با صدای بلند علیه غارتگری در جامعه خود صحبت کرد.

whoredom can lead to various health risks.

غارتگری می‌تواند منجر به خطرات بهداشتی مختلف شود.

there are organizations that fight against whoredom.

سازمان‌هایی وجود دارند که با غارتگری مبارزه می‌کنند.

whoredom is often linked to poverty and desperation.

غارتگری اغلب با فقر و ناامیدی مرتبط است.

legislation can impact the prevalence of whoredom.

قانونگذاری می‌تواند بر شیوع غارتگری تأثیر بگذارد.

whoredom has existed in various forms throughout history.

غارتگری در طول تاریخ در اشکال مختلف وجود داشته است.

many argue that whoredom should be decriminalized.

بسیاری استدلال می‌کنند که باید غارتگری را جرم‌انگاری نکرد.

education is key to reducing whoredom in society.

آموزش برای کاهش غارتگری در جامعه کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید