widdle bit
کمی کوچک
widdle bear
خرس کوچک
widdle friend
دوست کوچک
widdle one
بچه کوچک
widdle dog
سگ کوچک
widdle cat
گربه کوچک
widdle fish
ماهی کوچک
widdle star
ستاره کوچک
widdle house
خانه کوچک
widdle world
جهان کوچک
look at that widdle puppy playing in the garden.
به آن توله سگ کوچولو که در باغ بازی میکند نگاه کن.
she gave her widdle brother a hug before leaving.
او قبل از رفتن، برادر کوچکش را در آغوش گرفت.
my widdle sister loves to draw and paint.
خواهر کوچکم عاشق نقاشی و رنگ کردن است.
he always carries his widdle toy wherever he goes.
او همیشه اسباببازی کوچکش را با خود حمل میکند، مهم نیست کجا میرود.
the widdle bird was chirping happily in the tree.
پرنده کوچک با خوشحالی در درخت جیک جیک میکرد.
can you believe how widdle that kitten is?
میتوانید باور کنید که آن بچه گربه چقدر کوچک است؟
she has a widdle collection of cute stickers.
او مجموعهای کوچک از برچسبهای زیبا دارد.
the widdle girl danced with joy at the party.
دختر کوچولو با خوشحالی در مهمانی رقصید.
he made a widdle mistake on his test.
او یک اشتباه کوچک در امتحانش مرتکب شد.
they adopted a widdle rabbit from the shelter.
آنها یک خرگوش کوچک را از پناهگاه به فرزندی پذیرفتند.
widdle bit
کمی کوچک
widdle bear
خرس کوچک
widdle friend
دوست کوچک
widdle one
بچه کوچک
widdle dog
سگ کوچک
widdle cat
گربه کوچک
widdle fish
ماهی کوچک
widdle star
ستاره کوچک
widdle house
خانه کوچک
widdle world
جهان کوچک
look at that widdle puppy playing in the garden.
به آن توله سگ کوچولو که در باغ بازی میکند نگاه کن.
she gave her widdle brother a hug before leaving.
او قبل از رفتن، برادر کوچکش را در آغوش گرفت.
my widdle sister loves to draw and paint.
خواهر کوچکم عاشق نقاشی و رنگ کردن است.
he always carries his widdle toy wherever he goes.
او همیشه اسباببازی کوچکش را با خود حمل میکند، مهم نیست کجا میرود.
the widdle bird was chirping happily in the tree.
پرنده کوچک با خوشحالی در درخت جیک جیک میکرد.
can you believe how widdle that kitten is?
میتوانید باور کنید که آن بچه گربه چقدر کوچک است؟
she has a widdle collection of cute stickers.
او مجموعهای کوچک از برچسبهای زیبا دارد.
the widdle girl danced with joy at the party.
دختر کوچولو با خوشحالی در مهمانی رقصید.
he made a widdle mistake on his test.
او یک اشتباه کوچک در امتحانش مرتکب شد.
they adopted a widdle rabbit from the shelter.
آنها یک خرگوش کوچک را از پناهگاه به فرزندی پذیرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید