widdles

[ایالات متحده]/ˈwɪd.əl/
[بریتانیا]/ˈwɪd.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادرار کردن
vi. ادرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

widdle bit

کمی کوچک

widdle bear

خرس کوچک

widdle friend

دوست کوچک

widdle one

بچه کوچک

widdle dog

سگ کوچک

widdle cat

گربه کوچک

widdle fish

ماهی کوچک

widdle star

ستاره کوچک

widdle house

خانه کوچک

widdle world

جهان کوچک

جملات نمونه

look at that widdle puppy playing in the garden.

به آن توله سگ کوچولو که در باغ بازی می‌کند نگاه کن.

she gave her widdle brother a hug before leaving.

او قبل از رفتن، برادر کوچکش را در آغوش گرفت.

my widdle sister loves to draw and paint.

خواهر کوچکم عاشق نقاشی و رنگ کردن است.

he always carries his widdle toy wherever he goes.

او همیشه اسباب‌بازی کوچکش را با خود حمل می‌کند، مهم نیست کجا می‌رود.

the widdle bird was chirping happily in the tree.

پرنده کوچک با خوشحالی در درخت جیک جیک می‌کرد.

can you believe how widdle that kitten is?

می‌توانید باور کنید که آن بچه گربه چقدر کوچک است؟

she has a widdle collection of cute stickers.

او مجموعه‌ای کوچک از برچسب‌های زیبا دارد.

the widdle girl danced with joy at the party.

دختر کوچولو با خوشحالی در مهمانی رقصید.

he made a widdle mistake on his test.

او یک اشتباه کوچک در امتحانش مرتکب شد.

they adopted a widdle rabbit from the shelter.

آنها یک خرگوش کوچک را از پناهگاه به فرزندی پذیرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید