pee

[ایالات متحده]/piː/
[بریتانیا]/pi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادرار؛ عمل ادرار کردن
vi. ادرار کردن
vt. ادرار کردن

جملات نمونه

the puppy was peeing on the carpet.

کودک سگ روی فرش ادرار می‌کرد.

I need a pee really badly.

من واقعا نیاز به ادرار دارم.

Mom just about pees herself laughing.

مادر در حال خنده تقریباً خودش را خیس می‌کند.

You no longer have to bother dipping your bunkmate’s hand in warm water in an attempt to make him pee in the bed.

دیگر نیازی نیست دست هم‌خواب خود را در آب گرم فرو کنید تا او را مجبور کنید در رختخواب ادرار کند.

I need to pee urgently.

من به شدت نیاز به ادرار دارم.

She couldn't hold her pee any longer.

دیگر نمی‌توانست ادرارش را نگه دارد.

He drank so much water that he had to pee every hour.

او آنقدر آب نوشید که مجبور شد هر ساعت ادرار کند.

The child had an accident and peed in his pants.

کودک دچار حادثه شد و در شلوارش ادرار کرد.

I always pee before going to bed.

من همیشه قبل از خواب ادرار می‌کنم.

She felt embarrassed when she accidentally peed in public.

وقتی ناخواسته در ملا عام ادرار کرد، احساس شرمندگی کرد.

He had to pee behind a tree because there were no restrooms nearby.

چون دستشویی در آن نزدیکی نبود، مجبور شد پشت یک درخت ادرار کند.

The baby giggled while peeing in the bathtub.

در حالی که در وان حمام ادرار می‌کرد، نوزاد خندید.

I always make sure to pee before a long car journey.

من همیشه قبل از یک سفر طولانی با ماشین، حتما ادرار می‌کنم.

She couldn't find a toilet in time and ended up peeing in the bushes.

او نتوانست به موقع دستشویی پیدا کند و در نهایت در بوته‌ها ادرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید