widenings

[ایالات متحده]/ˈwaɪdnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwaɪdnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گسترش دادن; توسعه دادن; وسیع کردن; افزایش دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

widening road

گسترش جاده

widening income gap

افزایش فاصله درآمدی

widening wealth disparity

افزایش نابرابری ثروت

جملات نمونه

They are widening the road.

آنها در حال تعریض جاده هستند.

a widening breach between government and Church.

شکاف رو به گسترش بین دولت و کلیسا.

a gap between revenue and spending; the widening gap between rich and poor.

شکاف بین درآمد و هزینه؛ شکاف رو به رشدی بین فقیر و غنی.

In the widening gyre the greatest of them have splintered into matchwood.

در گرداب گسترده، بزرگترین آنها به تکه چوب تبدیل شده اند.

The paper offered formula for widening the curve railway, concluded theoretic widening radius of curve railway and widening value, which offers reference for platelayer.

این مقاله فرمولی برای تعریض ریل راه آهن ارائه داد، به شعاع تعریض نظری ریل راه آهن و مقدار تعریض رسید که برای ریل‌گذار مرجعیت دارد.

What"s more, they suggested widening the scope of the almsman and building the new charities.

همچنین، آنها پیشنهاد کردند دامنه فعالیت خیریه را گسترش دهند و سازمان های خیریه جدیدی بسازند.

The council has put its road-widening scheme on ice until it has the money to pay for it.

شورای شهر طرح تعریض جاده را تا زمانی که پول پرداخت آن را داشته باشد، به حالت تعلیق درآورده است.

The photoemissions are showed after dichroitic azo dyes doping with liquid crystal,such as widening angle of view, improving light in display and so on.

تابش‌های نوری پس از آلیاژسازی رنگدانه‌های آزو دیشرکل با کریستال مایع نشان داده می‌شوند، مانند افزایش زاویه دید، بهبود نور در نمایشگر و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید