contracting companies
شرکتهای پیمانکاری
contracting services
خدمات پیمانکاری
contracting business
کسب و کار پیمانکاری
contracting agreement
قرارداد پیمانکاری
contracting work
کار پیمانکاری
general contracting
پیمانکاری عمومی
contracting party
طرف پیمانکار
The house would be finished by now, save that we had difficulty contracting a roofer.
اگر آن مشکل پیدا کردن یک متخصص پوششدهنده نبود، خانه تا الان تمام شده بود.
Expound magnesium metallurgy with ferrosilicon process and calcium metallurgy with aluminothermic process by contracting technological conditions.
در مورد فرآیند فلزی مغنزیم با فرآیند فروسیلیکون و فرآیند فلزی کلسیم با فرآیند آلومینوترمیک، شرایط فناوری را با عقد قرارداد توضیح دهید.
I don't want to be associated with your scheme; I'm contracting out.
نمیخواهم با طرح شما مرتبط باشم؛ من در حال برونسپاری هستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید