contracting

[ایالات متحده]/'kɔntræktiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوچک شدن در اندازه یا دامنه، کاهش، تقلیل.

عبارات و ترکیب‌ها

contracting companies

شرکت‌های پیمانکاری

contracting services

خدمات پیمانکاری

contracting business

کسب و کار پیمانکاری

contracting agreement

قرارداد پیمانکاری

contracting work

کار پیمانکاری

general contracting

پیمانکاری عمومی

contracting party

طرف پیمانکار

جملات نمونه

The house would be finished by now, save that we had difficulty contracting a roofer.

اگر آن مشکل پیدا کردن یک متخصص پوشش‌دهنده نبود، خانه تا الان تمام شده بود.

Expound magnesium metallurgy with ferrosilicon process and calcium metallurgy with aluminothermic process by contracting technological conditions.

در مورد فرآیند فلزی مغنزیم با فرآیند فروسیلیکون و فرآیند فلزی کلسیم با فرآیند آلومینوترمیک، شرایط فناوری را با عقد قرارداد توضیح دهید.

I don't want to be associated with your scheme; I'm contracting out.

نمی‌خواهم با طرح شما مرتبط باشم؛ من در حال برون‌سپاری هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید