widgeon

[ایالات متحده]/ˈwɪdʒən/
[بریتانیا]/ˈwɪdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مرغابی وحشی؛ به طور خاص، مرغابی گردن‌قرمز
Word Forms
جمعwidgeons

عبارات و ترکیب‌ها

widgeon pair

جفت مرغ اردک

widgeon duck

مرغ اردک

widgeon flight

پرواز اردک ویجتون

widgeon habitat

زیستگاه اردک ویجتون

widgeon call

صدای اردک ویجتون

widgeon species

گونه اردک ویجتون

widgeon migration

مهاجرت اردک ویجتون

widgeon feeding

تغذیه اردک ویجتون

widgeon population

جمعیت اردک ویجتون

widgeon nest

لانه اردک ویجتون

جملات نمونه

the widgeon is known for its distinctive quack.

غازک برای غوت کردن متمایزش شناخته شده است.

during winter, the widgeon migrates to warmer areas.

در طول زمستان، غازک به مناطق گرمتر مهاجرت می کند.

birdwatchers often seek out the widgeon in wetlands.

مشاهدان پرندگان اغلب غازک را در مناطق مرطوب جستجو می کنند.

the male widgeon has a striking green head.

نر غازک دارای سر سبز چشمگیری است.

widgeons feed primarily on aquatic plants.

غازک عمدتاً از گیاهان آبزی تغذیه می کند.

in spring, the widgeon returns to its breeding grounds.

در بهار، غازک به مناطق تولید مثل خود باز می گردد.

the widgeon's plumage changes with the seasons.

پرزنت غازک با فصل ها تغییر می کند.

it's fascinating to watch a widgeon take off from the water.

تماشای برخاستن یک غازک از آب بسیار جالب است.

many people enjoy photographing the widgeon in flight.

بسیاری از مردم از عکاسی از غازک در پرواز لذت می برند.

the widgeon is a popular subject for wildlife artists.

غازک یک موضوع محبوب برای هنرمندان حیات وحشی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید