widowhoods

[ایالات متحده]/ˈwɪdəʊhʊdz/
[بریتانیا]/ˈwɪdoʊhʊdz/

ترجمه

n. وضعیت بیوه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

widowhoods experience

تجربه بیوه‌گی

widowhoods support

حمایت از بیوه‌گان

widowhoods challenges

چالش‌های بیوه‌گی

widowhoods grief

غم بیوه‌گی

widowhoods adjustment

سازگاری با بیوه‌گی

widowhoods community

جامعه بیوه‌گان

widowhoods journey

سفر بیوه‌گی

widowhoods resources

منابع بیوه‌گی

widowhoods healing

بهبودی در بیوه‌گی

widowhoods discussions

بحث و گفتگو در مورد بیوه‌گی

جملات نمونه

many women face challenges during their widowhoods.

بسیاری از زنان با چالش‌هایی در دوران بیوه‌گی خود مواجه هستند.

support groups can help ease the pain of widowhoods.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به کاهش درد بیوه‌گی کمک کنند.

she found strength in her widowhoods.

او در دوران بیوه‌گی خود قدرت یافت.

widowhoods often bring about significant life changes.

بیوه‌گی اغلب منجر به تغییرات مهم در زندگی می‌شود.

understanding widowhoods can foster empathy.

درک بیوه‌گی می‌تواند همدلی را تقویت کند.

widowhoods can lead to feelings of isolation.

بیوه‌گی می‌تواند منجر به احساس انزوا شود.

she wrote a book about the realities of widowhoods.

او کتابی در مورد واقعیت‌های بیوه‌گی نوشت.

community support is vital during widowhoods.

حمایت جامعه در دوران بیوه‌گی حیاتی است.

her experiences during widowhoods shaped her perspective.

تجربیات او در دوران بیوه‌گی دیدگاه او را شکل داد.

many cultures have rituals to honor widowhoods.

فرهنگ‌های بسیاری آیین‌هایی برای بزرگداشت بیوه‌گی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید