wilson

[ایالات متحده]/ˈwilsn/
[بریتانیا]/ˈwɪlsən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویلسون (نام خانوادگی)
Word Forms
جمعwilsons

عبارات و ترکیب‌ها

Wilson family

خانواده ویلسون

Wilson Sporting Goods

کالای ورزشی ویلسون

Woodrow Wilson

و Woodrow ویلسون

Owen Wilson

اوون ویلسون

جملات نمونه

Wilson is a popular brand for tennis equipment.

ویلسون یک برند محبوب برای تجهیزات تنیس است.

Many athletes trust Wilson for their sports gear.

بسیاری از ورزشکاران به ویلسون برای وسایل ورزشی خود اعتماد دارند.

Wilson is known for producing high-quality basketballs.

ویلسون به تولید توپ‌های بسکتبال با کیفیت بالا معروف است.

I bought a Wilson tennis racket for my tennis lessons.

من یک راکت تنیس ویلسون برای کلاس‌های تنیس خود خریدم.

Wilson offers a wide range of golf clubs for players of all levels.

ویلسون طیف گسترده‌ای از چوب‌های گلف را برای بازیکنان در تمام سطوح ارائه می‌دهد.

The Wilson football team won the championship last year.

تیم فوتبال ویلسون سال گذشته قهرمانی را به دست آورد.

She plays with a Wilson volleyball during practice.

او در طول تمرین با توپ والیبال ویلسون بازی می‌کند.

Wilson's sports equipment is known for its durability.

تجهیزات ورزشی ویلسون به دلیل دوامش شناخته شده است.

The Wilson baseball glove is designed for maximum comfort and performance.

دستکش بیسبال ویلسون برای حداکثر راحتی و عملکرد طراحی شده است.

He prefers using Wilson tennis balls for his matches.

او ترجیح می‌دهد برای مسابقات خود از توپ‌های تنیس ویلسون استفاده کند.

نمونه‌های واقعی

Lloyd Richards was already a luminary of the theater when he met August Wilson.

لویید ریچاردز زمانی که با اوگوست ویلسون ملاقات کرد، از چهره‌های برجسته تئاتر بود.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Wilson was born in London to artist parents.

ویلسون در لندن و در خانواده‌ای هنرمند متولد شد.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

Wilson's mother which hovered like an ectoplasm on the wall.

مادر ویلسون که مانند یک شبح روی دیوار معلق بود.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

But Wilson-Raybould says Trudeau refused to back off.

اما ویلسون-ریبول می‌گوید که ترودو از عقب نشینی امتناع کرد.

منبع: NPR News March 2019 Compilation

Just hours later, Wilson ordered marines and deported prince.

فقط چند ساعت بعد، ویلسون دستور اعزام تفنگداران دریایی و اخراج شاهزاده را صادر کرد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Wilson and Milgrom are neighbors as well as colleagues.

ویلسون و میلیگرم همسایه و همکار هستند.

منبع: NPR News October 2020 Collection

Police and those who supported Wilson said Brown assaulted the officer and that Wilson fired in self-defense.

پلیس و کسانی که از ویلسون حمایت می‌کردند، گفتند که براون به افسر حمله کرده و ویلسون به دفاع از خود شلیک کرده است.

منبع: CNN Listening Collection November 2014

This adage begins with a man known as Wilson Bentley.

این ضرب‌المثل با مردی به نام ویلسون بنتلی آغاز می‌شود.

منبع: Listening Digest

Wilson's team, a volunteer firefighters battled throughout the night.

تیم ویلسون، آتش‌نشانان داوطلب، در طول شب با آتش‌سوزی مبارزه کردند.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

Jean Lee of the Wilson Center. Thanks. We appreciate it.

ژان لی از مرکز ویلسون. متشکرم. از شما قدردانی می‌کنیم.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید