windlessnesses

[ایالات متحده]/ˈwɪndləsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈwɪndləsnəsɪz/

ترجمه

n. حالت بدون باد

عبارات و ترکیب‌ها

calm windlessnesses

بی‌ریزی ملایم

prolonged windlessnesses

بی‌ریزی طولانی مدت

severe windlessnesses

بی‌ریزی شدید

unexpected windlessnesses

بی‌ریزی غیرمنتظره

temporary windlessnesses

بی‌ریزی موقت

frequent windlessnesses

بی‌ریزی مکرر

mild windlessnesses

بی‌ریزی خفیف

harsh windlessnesses

بی‌ریزی شدید

notable windlessnesses

بی‌ریزی قابل توجه

جملات نمونه

the garden was filled with windlessnesses, creating a serene atmosphere.

باغ مملو از بی‌صدا بود و فضایی آرام‌بخش ایجاد می‌کرد.

in the windlessnesses of the desert, the heat felt even more intense.

در بی‌صداهای صحرا، گرما حتی بیشتر احساس می‌شد.

during the windlessnesses of summer, the air seemed to stand still.

در طول بی‌صداهای تابستان، به نظر می‌رسید هوا ثابت مانده است.

windlessnesses often lead to a feeling of isolation in the countryside.

بی‌صداها اغلب منجر به احساس انزوا در مناطق روستایی می‌شود.

she enjoyed the windlessnesses while reading her favorite book outside.

او از بی‌صداها لذت می‌برد در حالی که کتاب مورد علاقه‌اش را بیرون می‌خواند.

the windlessnesses made it difficult for the kite to fly high.

بی‌صداها باعث می‌شدند پرواز بادبادک در ارتفاع بالا دشوار باشد.

windlessnesses can sometimes lead to a sense of tranquility in nature.

بی‌صداها گاهی اوقات می‌توانند منجر به احساس آرامش در طبیعت شوند.

in the windlessnesses of the evening, the stars shone brightly.

در بی‌صداهای شب، ستارگان به شدت می‌درخشیدند.

the windlessnesses allowed the reflection on the water to be crystal clear.

بی‌صداها اجازه می‌دادند انعکاس روی آب کاملاً واضح باشد.

he found peace in the windlessnesses of his quiet garden.

او در بی‌صداهای باغ آرام خود آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید