winterberry

[ایالات متحده]/ˈwɪntəˌbɛri/
[بریتانیا]/ˈwɪntərˌbɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بلوط آمریکایی (Ilex verticillata) با توت‌های قرمز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

winterberry bush

بوته سرمازده

winterberry plant

گیاه سرمازده

winterberry fruit

میوه سرمازده

winterberry season

فصل سرمازده

winterberry garden

باغچه سرمازده

winterberry decoration

تزئینات سرمازده

winterberry wreath

تاج گل سرمازده

winterberry color

رنگ سرمازده

winterberry tea

چای سرمازده

winterberry syrup

شربت سرمازده

جملات نمونه

winterberry is a popular choice for winter landscapes.

توت‌های زمستانی یک انتخاب محبوب برای مناظر زمستانی هستند.

the bright red berries of the winterberry attract many birds.

توت‌های قرمز روشن توت زمستانی بسیاری از پرندگان را جذب می‌کنند.

in the fall, winterberry bushes are covered in beautiful berries.

در پاییز، بوته‌های توت زمستانی با توت‌های زیبا پوشیده می‌شوند.

winterberry can thrive in wet, acidic soils.

توت زمستانی می‌تواند در خاک‌های مرطوب و اسیدی رشد کند.

many gardeners use winterberry for its ornamental value.

بسیاری از باغداران از توت زمستانی به دلیل ارزش زینتی آن استفاده می‌کنند.

winterberry is often used in holiday decorations.

اغلب از توت زمستانی در تزئینات تعطیلات استفاده می‌شود.

the winterberry plant can grow up to 10 feet tall.

گیاه توت زمستانی می‌تواند تا 10 فوت قد داشته باشد.

winterberry requires both male and female plants to produce berries.

توت زمستانی برای تولید توت به هر دو گیاه نر و ماده نیاز دارد.

people enjoy making wreaths with winterberry branches.

افراد از درست کردن تاج گل با شاخه‌های توت زمستانی لذت می‌برند.

winterberry is known for its vibrant color in the winter months.

توت زمستانی به دلیل رنگ زنده آن در ماه‌های زمستان شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید