wireframe

[ایالات متحده]/ˈwaɪəfreɪm/
[بریتانیا]/ˈwaɪrfreɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش بصری از رابط کاربری

عبارات و ترکیب‌ها

wireframe design

طراحی نمونه اولیه

wireframe tool

ابزار نمونه‌سازی

wireframe prototype

نمونه اولیه

wireframe model

مدل نمونه اولیه

wireframe sketch

طرح اولیه

wireframe layout

چیدمان نمونه اولیه

wireframe application

برنامه نمونه اولیه

wireframe concept

مفهوم نمونه اولیه

wireframe interface

رابط کاربری نمونه اولیه

wireframe analysis

تجزیه و تحلیل نمونه اولیه

جملات نمونه

we need to create a wireframe for the new website.

ما نیاز به ایجاد یک طرح‌واره برای وب‌سایت جدید داریم.

the wireframe will help us visualize the layout.

طرح‌واره به ما کمک می‌کند تا طرح‌بندی را تجسم کنیم.

after reviewing the wireframe, we made several adjustments.

پس از بررسی طرح‌واره، تعدیلات متعددی انجام دادیم.

designers often use wireframes to outline their ideas.

طراحان اغلب از طرح‌واره‌ها برای ترسیم ایده‌های خود استفاده می‌کنند.

the wireframe process is crucial in ui/ux design.

فرآیند ایجاد طرح‌واره در طراحی ui/ux بسیار مهم است.

we presented the wireframe to the stakeholders for feedback.

ما طرح‌واره را برای دریافت بازخورد به ذینفعان ارائه دادیم.

using a wireframe tool can streamline the design process.

استفاده از ابزار طرح‌واره می‌تواند فرآیند طراحی را ساده کند.

creating a wireframe is the first step in our project.

ایجاد یک طرح‌واره اولین قدم در پروژه ما است.

the wireframe outlines the main features of the application.

طرح‌واره ویژگی‌های اصلی برنامه را مشخص می‌کند.

we decided to revise the wireframe based on user testing.

ما تصمیم گرفتیم طرح‌واره را بر اساس آزمایش کاربر بازبینی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید