wisps of smoke
دودهای پراکنده
wisps of hair
موهای پراکنده
wisps of cloud
دودهای ابرها
wisps of mist
دودهای مه
wisps of light
دودهای نور
wisps of fog
دودهای مه غلیظ
wisps of steam
دودهای بخار
wisps of wind
دودهای باد
wisps of grass
دودهای چمن
wisps of color
دودهای رنگ
the wisps of smoke curled up into the air.
دودهای پراکنده به هوا پیچیده بودند.
she saw wisps of fog covering the valley.
او مهتابی پراکنده را که دره را پوشانده بود دید.
the artist painted wisps of light in the sky.
هنرمند رشتههای نور را در آسمان نقاشی کرد.
he noticed wisps of hair falling across her face.
او متوجه رشتههای مویی شد که روی صورتش میریخت.
there were wisps of cotton candy at the fair.
در نمایشگاه پشمکهای پراکنده وجود داشت.
wisps of cloud drifted lazily in the sky.
رشتههای ابر به آرامی در آسمان شناور بودند.
she tied her hair back, leaving wisps around her neck.
او موهایش را بست و رشتههایی از آن را دور گردنش رها کرد.
the wind carried wisps of leaves across the path.
باد رشتههای برگ را در مسیر جاده حمل کرد.
he could see wisps of steam rising from the cup.
او میتوانست رشتههای بخار را از فنجان بلند شود ببیند.
wisps of dreams lingered in her mind.
رشتههای رویا در ذهن او باقی ماند.
wisps of smoke
دودهای پراکنده
wisps of hair
موهای پراکنده
wisps of cloud
دودهای ابرها
wisps of mist
دودهای مه
wisps of light
دودهای نور
wisps of fog
دودهای مه غلیظ
wisps of steam
دودهای بخار
wisps of wind
دودهای باد
wisps of grass
دودهای چمن
wisps of color
دودهای رنگ
the wisps of smoke curled up into the air.
دودهای پراکنده به هوا پیچیده بودند.
she saw wisps of fog covering the valley.
او مهتابی پراکنده را که دره را پوشانده بود دید.
the artist painted wisps of light in the sky.
هنرمند رشتههای نور را در آسمان نقاشی کرد.
he noticed wisps of hair falling across her face.
او متوجه رشتههای مویی شد که روی صورتش میریخت.
there were wisps of cotton candy at the fair.
در نمایشگاه پشمکهای پراکنده وجود داشت.
wisps of cloud drifted lazily in the sky.
رشتههای ابر به آرامی در آسمان شناور بودند.
she tied her hair back, leaving wisps around her neck.
او موهایش را بست و رشتههایی از آن را دور گردنش رها کرد.
the wind carried wisps of leaves across the path.
باد رشتههای برگ را در مسیر جاده حمل کرد.
he could see wisps of steam rising from the cup.
او میتوانست رشتههای بخار را از فنجان بلند شود ببیند.
wisps of dreams lingered in her mind.
رشتههای رویا در ذهن او باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید