wisps

[ایالات متحده]/wɪspz/
[بریتانیا]/wɪspz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چند رشته یا دسته کوچک; رشته‌های نازک دود یا بخار
v. به دسته‌های کوچک یا رشته‌های تابیده شده بسته‌بندی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wisps of smoke

دودهای پراکنده

wisps of hair

موهای پراکنده

wisps of cloud

دودهای ابرها

wisps of mist

دودهای مه

wisps of light

دودهای نور

wisps of fog

دودهای مه غلیظ

wisps of steam

دودهای بخار

wisps of wind

دودهای باد

wisps of grass

دودهای چمن

wisps of color

دودهای رنگ

جملات نمونه

the wisps of smoke curled up into the air.

دودهای پراکنده به هوا پیچیده‌ بودند.

she saw wisps of fog covering the valley.

او مهتابی پراکنده را که دره را پوشانده بود دید.

the artist painted wisps of light in the sky.

هنرمند رشته‌های نور را در آسمان نقاشی کرد.

he noticed wisps of hair falling across her face.

او متوجه رشته‌های مویی شد که روی صورتش می‌ریخت.

there were wisps of cotton candy at the fair.

در نمایشگاه پشمک‌های پراکنده وجود داشت.

wisps of cloud drifted lazily in the sky.

رشته‌های ابر به آرامی در آسمان شناور بودند.

she tied her hair back, leaving wisps around her neck.

او موهایش را بست و رشته‌هایی از آن را دور گردنش رها کرد.

the wind carried wisps of leaves across the path.

باد رشته‌های برگ را در مسیر جاده حمل کرد.

he could see wisps of steam rising from the cup.

او می‌توانست رشته‌های بخار را از فنجان بلند شود ببیند.

wisps of dreams lingered in her mind.

رشته‌های رویا در ذهن او باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید