woefully unprepared
فاقد آمادگی
woefully inadequate
بسیار ناکافی
woefully behind schedule
به شدت عقب از برنامه
woefully disappointed
بسیار ناامید
United looked woefully short of menace in attack.
منچستر یونایتد به طرز غم انگیزی در حمله فاقد تهدید بود.
We are still woefully ignorant of the causes of this disease.
ما هنوز به طرز غم انگیزی از علل این بیماری بی اطلاع هستیم.
The team performed woefully in the championship.
تیم عملکرد بسیار ضعیفی در مسابقات قهرمانی داشت.
She was woefully unprepared for the exam.
او به طرز فاجعه باری برای امتحان آماده نبود.
The company's financial situation was woefully mismanaged.
وضعیت مالی شرکت به طرز فاجعه باری مدیریت نشد.
The novel was woefully predictable.
رمان به طرز فاجعه باری قابل پیش بینی بود.
The project failed woefully due to lack of planning.
به دلیل فقدان برنامه ریزی، پروژه به طرز فاجعه باری شکست خورد.
Her singing was woefully out of tune.
آواز او به طرز فاجعه باری نامناسب بود.
The restaurant's service was woefully slow.
خدمات رستوران به طرز فاجعه باری کند بود.
He felt woefully inadequate for the job.
او احساس کرد که برای این کار به طرز فاجعه باری ناتوان است.
The team's defense was woefully weak.
دفاع تیم به طرز فاجعه باری ضعیف بود.
The movie was woefully boring.
فیلم به طرز فاجعه باری خسته کننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید