womankinds

[ایالات متحده]/wʊməŋkaɪndz/
[بریتانیا]/wʊməŋkaɪndz/

ترجمه

n. زنان به طور جمعی؛ نژاد انسانی مؤنث

عبارات و ترکیب‌ها

womankinds rights

حقوق زنان

womankinds issues

مشکلات زنان

womankinds empowerment

توانمندسازی زنان

womankinds health

سلامت زنان

womankinds leadership

رهبری زنان

womankinds equality

برابری زنان

womankinds challenges

چالش‌های زنان

womankinds voices

صدای زنان

womankinds solidarity

همبستگی زنان

womankinds achievements

دستاوردهای زنان

جملات نمونه

womankinds have played a crucial role in shaping history.

زنان نقش مهمی در شکل‌دهی تاریخ ایفا کرده‌اند.

womankinds deserve equal rights and opportunities.

زنان شایسته حقوق و فرصت‌های برابر هستند.

the achievements of womankinds should be celebrated.

دستاوردهای زنان باید جشن گرفته شوند.

womankinds face unique challenges in the workplace.

زنان با چالش‌های منحصربه‌فرد در محیط کار روبرو هستند.

womankinds contribute significantly to society.

زنان به طور قابل توجهی به جامعه کمک می‌کنند.

womankinds have diverse perspectives and experiences.

زنان دیدگاه‌ها و تجربیات متنوعی دارند.

womankinds are often the backbone of families.

زنان اغلب ستون فقرات خانواده‌ها هستند.

womankinds should be empowered to lead.

زنان باید توانمند شوند تا رهبری کنند.

womankinds have historically been underrepresented in politics.

زنان به طور تاریخی در سیاست‌ها کمتر حضور داشته‌اند.

womankinds inspire future generations through their actions.

اقدامات زنان نسل‌های آینده را الهام بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید