woos

[ایالات متحده]/wuːz/
[بریتانیا]/wuz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محبت یا عشق کسی (به‌ویژه زن) را جستجو کردن؛ حمایت یا لطف را جستجو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

woos the crowd

جذب توجه جمعیت

woos his heart

جذب قلب او

woos her attention

جذب توجه او

woos the audience

جذب مخاطبان

woos the market

جذب بازار

woos potential clients

جذب مشتریان بالقوه

woos new fans

جذب طرفداران جدید

woos her back

جذب حمایت او

woos their favor

جذب لطف آنها

woos with charm

جذب با جذابیت

جملات نمونه

he woos her with flowers and sweet words.

او او را با گل و کلمات شیرین اغوا می‌کند.

the prince woos the princess with grand gestures.

شاهزاده خانم را با حرکات بزرگ اغوا می‌کند.

she woos potential clients with impressive presentations.

او مشتریان بالقوه را با ارائه های چشمگیر اغوا می‌کند.

he woos her by cooking her favorite meals.

او با پختن وعده‌های غذایی مورد علاقه او، او را اغوا می‌کند.

the artist woos the audience with his captivating performance.

هنرمند با اجرای جذاب خود مخاطبان را اغوا می‌کند.

he woos her with charm and wit.

او با جذابیت و هوش خود او را اغوا می‌کند.

she woos investors with her innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه خود سرمایه‌گذاران را اغوا می‌کند.

he woos her heart with romantic gestures.

او قلب او را با حرکات عاشقانه اغوا می‌کند.

the company woos talent with competitive salaries.

شرکت با حقوق رقابتی استعدادها را اغوا می‌کند.

he woos her by writing her love letters.

او با نوشتن نامه‌های عاشقانه او را اغوا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید