workability

[ایالات متحده]/wɜːkəˈbɪləti/
[بریتانیا]/wɜrkəˈbɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قابلیت کارآمد بودن یا قابل استفاده بودن؛ آسانی که یک ماده می‌تواند کار شود یا پردازش شود؛ عملکرد یک ماده در حین ساخت

عبارات و ترکیب‌ها

workability test

آزمون قابلیت اجرا

workability assessment

ارزیابی قابلیت اجرا

workability index

شاخص قابلیت اجرا

workability criteria

معیارهای قابلیت اجرا

workability analysis

تجزیه و تحلیل قابلیت اجرا

workability improvement

بهبود قابلیت اجرا

workability factor

عامل قابلیت اجرا

workability rating

رتبه بندی قابلیت اجرا

workability evaluation

ارزیابی قابلیت اجرا

workability study

مطالعه قابلیت اجرا

جملات نمونه

the workability of this design is impressive.

عملکرد این طرح بسیار چشمگیر است.

we need to assess the workability of the new plan.

ما نیاز داریم تا میزان کارایی طرح جدید را ارزیابی کنیم.

the team discussed the workability of various solutions.

تیم درباره قابلیت استفاده از راه حل های مختلف بحث کرد.

improving the workability of the software is a priority.

بهبود قابلیت استفاده نرم افزار اولویت دارد.

her suggestions greatly enhanced the workability of the project.

پیشنهادات او به طور قابل توجهی قابلیت استفاده پروژه را افزایش داد.

we will evaluate the workability of the proposed changes.

ما میزان کارایی تغییرات پیشنهادی را ارزیابی خواهیم کرد.

the workability of the materials used is crucial.

قابلیت استفاده از مصالح استفاده شده بسیار مهم است.

he questioned the workability of the current strategy.

او درباره قابلیت استفاده از استراتژی فعلی سوالاتی مطرح کرد.

testing the workability of the new equipment is essential.

آزمایش قابلیت استفاده از تجهیزات جدید ضروری است.

the workability of the project depends on team collaboration.

قابلیت استفاده از پروژه به همکاری تیمی بستگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید