worming

[ایالات متحده]/wɜːmɪŋ/
[بریتانیا]/wɜrmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خزیدن مانند کرم
v. شکل حال استمراری 'worm'، به معنی حرکت کردن به صورت پیچیده یا پیچ و تاب خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

worming treatment

درمان کرم

worming schedule

برنامه زمان‌بندی کرم‌زدایی

worming medication

داروی کرم‌کش

worming process

فرآیند کرم‌زدایی

worming program

برنامه کرم‌زدایی

worming advice

مشاوره کرم‌زدایی

worming guide

راهنمای کرم‌زدایی

worming dose

دوز کرم‌زدایی

worming frequency

تکرار کرم‌زدایی

worming protocol

پروتکل کرم‌زدایی

جملات نمونه

worming the pets is essential for their health.

کرم‌زدایی حیوانات خانگی برای سلامتی آن‌ها ضروری است.

we need to schedule a worming treatment for the dog.

ما باید یک درمان کرم‌زدایی برای سگ برنامه ریزی کنیم.

regular worming can prevent serious infections.

کرم‌زدایی منظم می‌تواند از بروز عفونت‌های جدی جلوگیری کند.

she is learning about worming protocols in veterinary school.

او در حال یادگیری پروتکل‌های کرم‌زدایی در دانشکده دامپزشکی است.

worming products should be used as directed.

محصولات کرم‌زدایی باید طبق دستورالعمل استفاده شوند.

after worming, the cat seemed much more energetic.

پس از کرم‌زدایی، گربه بسیار پرانرژی‌تر به نظر می‌رسید.

worming is a routine part of pet care.

کرم‌زدایی بخشی روتین از مراقبت از حیوانات خانگی است.

make sure to follow the worming schedule recommended by the vet.

مطمئن شوید که برنامه کرم‌زدایی توصیه شده توسط دامپزشک را دنبال کنید.

they discussed the importance of worming livestock.

آنها در مورد اهمیت کرم‌زدایی دام‌ها بحث کردند.

worming treatments vary depending on the type of animal.

درمان‌های کرم‌زدایی بسته به نوع حیوان متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید