infesting

[ایالات متحده]/ɪnˈfɛstɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈfɛstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تعداد زیاد حمله یا اشغال کردن؛ در سراسر پخش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

infesting bugs

حشرات آفت‌زا

infesting pests

آفات آفت‌زا

infesting weeds

سرطان‌های مهاجم

infesting bacteria

باکتری‌های مهاجم

infesting insects

حشرات مهاجم

infesting rodents

جوندگان مهاجم

infesting organisms

موجودات مهاجم

infesting fungi

قارچ‌های مهاجم

infesting viruses

ویروس‌های مهاجم

infesting larvae

لاروهای مهاجم

جملات نمونه

rats are infesting the abandoned building.

موش‌ها در حال آلوده کردن ساختمان متروکه هستند.

the garden is infesting with weeds.

باغچه با علف‌های هرز آلوده شده است.

termites are infesting the wooden structure.

پيله كني‌ها در حال آلوده کردن سازه چوبي هستند.

these pests are infesting the crops.

این آفات در حال آلوده کردن محصولات کشاورزی هستند.

insects are infesting the old furniture.

حشرات در حال آلوده کردن مبلمان قدیمی هستند.

reports indicate that the area is infesting with mosquitoes.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که این منطقه با نیش پشه آلوده شده است.

our house is infesting with cockroaches.

خانه ما با سوسک آلوده شده است.

the lake is infesting with algae.

دریاچه با جلبک آلوده شده است.

they found a colony of ants infesting the kitchen.

آنها یک کلونی مورچه که آشپزخانه را آلوده کرده بود، پیدا کردند.

the old tree is infesting with beetles.

درخت قدیمی با سوسک خاکی آلوده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید